Sunday, September 02, 2007

روياهای ژاپنی ما

روياهای ژاپنی ما

.

خانواده دکتر ارنست، رامکال، پرين، بچه های مدرسه والت، آن شرلی، سارا (پرنسس) کوچولو، بنر، نيک و نيکو، لوسی و مهاجران، آنت و قصه های آلپ و حنا، دختری در مزرعه...

برای نوجوانان امروزی که وقت فراغتشان را بين وبگردی و تماشای جديدترين فيلمهای روز در شبکه های ماهواره ای می گذرانند، دشوار است تصور کنند که بخش اعظم شخصيتهای کارتونی که روياهای کودکان دهه شصت و اوايل هفتاد را شکل می دادند، همگی از خط توليد يک شرکت ژاپنی بيرون آمده بودند

در دوران تحريم اقتصادی، جنگ و غرب ستيزی، شرکت ژاپنی نيپون فرصت يافته بود تا با محصولات ارزانترش، بازار برنامه های کودکان را در تلويزيون ايران به انحصار خود در آورد. کودکان ايرانی، داستانهای مشهور غربی همچون تام ساير، هکلبری فين، دور دنيا در هشتاد روز، بابا لنگ دراز و حتی افسانه ايرانی «سندباد بحری» را هم به روايت نسخه های ژاپنی نيپون می ديدند

در کنار آنها، شماری از کارتونهای غربی هم (که بازمانده از دوران پيش از انقلاب يا نخستين سالهای پس از آن بودند و بسياری از آنها گرايش آموزشی داشتند) به سهم يک ساعته کودکان از تلويزيونی راه می يافتند که آکنده از اخبار و اعلاميه های جنگ بود

کارتون

اين جيره روياهای ارزان قيمت، روزی دو نوبت عرضه می شد؛ صبحها برای دانش آموزانی که بعدازظهر به مدرسه می رفتند و تکرارش در بعدازظهر برای کسانی که صبح، سر صف و کلاس بوده اند

ابراهيم ايوبی، که حالا حقوقدان و وکيل دادگستری است به ياد می آورد که گاهی هفته ها که «صبحی» بود، برای آنکه زودتر قسمت تازه کارتون محبوبش را ببيند، خود را به مريضی می زد و به مدرسه نمی رفت تا خانه بماند و پای تلويزيون بنشيند

با گذشت نزديک به دو دهه، نويسندگان مجله زيگ زاگ، همزمان با روز جهانی کودک و تلويزيون، کارتونهای محبوب دوران کودکی خود را برگزيده اند

خانواده دکتر ارنست

نام اصلی: فلون در جزيره شگفت انگيز، بر اساس: www.gutenberg.org خانواده سوئيسی رابينسون (يوهان داويد ويس -1812)، محصول: نيپون (ژاپن)- 1981، 50 قسمت 26 دقيقه ای

.

در اين نسخه کارتونی، فلون دختر 10 ساله و پرجنب و جوش خانواده، محور داستان است. پدر او، دکتر ارنست نامه ای از دوست انگليسی خود دريافت می کند که حالا در استراليا اقامت دارد و از دکتر ارنست هم می خواهد تا به او بپيوندد زيرا در اين سرزمين مهاجران، به شدت به پزشک نياز است. اعضای خانواده، تصميم می گيرند تا خانه قديمی خود در برن را ترک کنند و راهی سفر دريايی به سوی استراليا شوند اما سرانجام سرنوشت آنها را به صورت کشتی شکستگانی به ساحل اين جزيره می رساند. خانواده دکتر ارنست تلاش می کنند تا خود را با وضعيت تازه تطبيق دهند و با استفاده از منابع غنی موجود در جزيره و بقايای کشتی شکسته، زندگی را از نو سروسامان دهند. در اين ميان، سازندگان کارتون قصد داشته اند تا با روايت ماجراهای فلون کنجکاو و پرشور، بر اهميت نقش خانواده و لذت زندگی در ميان طبيعت بکر تاکيد کنند

پلنگ صورتی

خالق: فريتز فره لنگ، محصول: دو پاتی-فره لنگ و يونايتد آرتيستز (آمريکا) - 1963 تا حال حاضر، 124 قسمت رنگی، قالب کلاسيک: قطعه های شش دقيقه ای

شخصيت کارتونی پلنگ صورتی، ابتدا برای تيتراژ آغازين و پايانی فيلمی به همين نام (ساخته بليک ادواردز) طراحی شد. اما محبوبيتش چنان بالا گرفت که در تيتراژ همه فيلمهای بعدی مجموعه پلنگ صورتی (به جز «تيری در تاريکی») حضور يافت و مجموعه ای از فيلمهای کوتاه کارتونی بر محور همين شخصيت ساخته شد. تم به ياد ماندنی موسيقی فيلم پلنگ صورتی که ساخته هنری مانچينی است، اين فيلمهای کوتاه کارتونی را نيز همراهی می کنند. کارتونهای پلنگ صورتی با مايه های سوررئال و انتزاعی داستانش و حرکات پانتوميم وار شخصيت اصلی، تاثير چشمگير بر تحول و پيشرفت آثار انيميشن داشته و علاوه بر محبوبيت عام، مورد توجه و تحسين منتقدان هم قرار گرفته است. در اين فيلمهای کوتاه، علاوه بر شخصيت اصلی، شخصيتهای فرعی به يادماندنی و مشهوری همچون بازرس، مورچه و مورچه خوار حضور می يابند

بامزی، قوی ترين و مهربان ترين خرس دنيا

خالق: رون آندرياسون، محصول: سوئد - 1966 تاکنون، چندين قسمت سياه و سفيد در دهه شصت و هفت قسمت رنگی در اوايل دهه هفتاد ميلادی

بامزی

بامزی، خرس قهوه ای مهربانی است که با خوردن کوزه ای از عسل که مادربزرگش برای او تهيه می کند، قدرت می گيرد. دوستان نزديک بامزی، ليلی اسکات، يک خرگوش سفيد ترسو و اسکالمان (در انگليسی: پرفسور شل بک، در فارسی: شلمان) لاک پشت نابغه و مخترع هستند. داستان بامزی در طول چهار دهه دنبال شده و بسط يافته است تا جايی که امروز بامزی، چهار فرزند و ليلی اسکات يک فرزند دارد. شخصيت بامزی ابتدا در سال 1966 با مجموعه ای از فيلمهای کوتاه تلويزيونی معرفی شد و همزمان به صورت کميک استريپ هفتگی در روزنامه به چاپ رسيد. اما از سال 1973 شخصيت بامزی که به سرعت به شهرت و محبوبيت رسيده بود، دارای مجله اختصاصی خود شد. مجله مصور بامزی، اهداف آموزشی دارد و در صفحات ويژه «مدرسه»، شخصيتهای داستانی به خوانندگان درباره حيوانات، فرهنگهای بيگانه، جهان و ساير موضوعات آموزش می دهند. بامزی و دوستانش، اصول اخلاقی خود را دارند و به شدت عليه نژادپرستی، زورگويی و خشونت موضع می گيرند

بابا لنگ دراز

براساس www.gutenberg.org کتابی به همين نام (نوشته جين وبستر - 1912)، محصول: نيپون (ژاپن)- 1990، 40 قسمت 26 دقيقه ای

.

شخصيت اصلی داستان، جروشا «جودی» آبوت دختر سرزنده و باهوشی است که در يک پرورشگاه بزرگ می شود اما با پشتيبانی مالی حامی ناشناس خود می تواند به مدرسه خصوصی راه يابد. جودی که حامی خود را نمی شناسد و فقط در يک نگاه از پشت سر ديده است، او را «بابا لنگ دراز» می نامد و اغلب درباره زندگی و فعاليتهايش به او نامه می نويسد (رمان در قالب همين نامه ها روايت می شود). جودی در مدرسه به سختی تلاش می کند تا فاصله فرهنگی خود با جامعه پيرامونش را که ناشی از بزرگ شدن در انزوای پرورشگاه است، جبران کند. در پايان، «بابا لنگ دراز» خود را معرفی می کند.

همينه

نام اصلی: پت و مت ( پيش از آن: و همينه!)، خالق: لوبومير بنش، ولاديمير ژيرانک، محصول چکسلواکی -1976 تا 2005، 78 قسمت رنگی

پت و مت


شخصيتهای اصلی اين مجموعه عروسکی، دو کارگر و تعميرکار دست و پا چلفتی هستند که در هر قسمت می خواهند مشکلی را حل کنند اما هرچه تلاش می کنند، مشکل پيچيده تر می شود و مشکلات جانبی بيشتری پديد می آيد. در آخر، با احمقانه ترين و پردردسرترين شيوه به راه حلی دست می يابند که از آن «رضايت» دارند. دو شخصيت عروسکی ابتدا در فيلم کوتاهی به نام «متفکران» حضور يافتند و سپس مجموعه تلويزيونی مستقلی بر اساس اين شخصيتها با عنوان «و همينه!» ساخته شد. در اين زمان بود که شکل و ظاهر آنها به صورت کنونی طراحی شد. عاقبت در سال 1989 اين شخصيتها دارای نامهای پت و مت شدند و مجموعه تلويزيونی آنها هم به همين اسم ناميده شد

تام و جری

خالقان: ويليام هانا، جوزف باربرا، محصول: مترو گلدوين ماير و کمپانی های ديگر - از 1940 تا حال حاضر

تام و جری

اين موش و گربه، بازيگران يکی از ستايش شده ترين و محبوبترين کارتونهای هاليوود هستند. داستان درگيری های تام و جری که هر بار در قالب يک فيلم کوتاه کارتونی با موضوعی مستقل روايت می شود، بيش از شش دهه است که تماشاگران تلويزيون و سينما را سرگرم می کند. شخصيتهای تام و جری علاوه بر کارتونهای تلويزيونی به فيلمهای سينمايی، بازی های کامپيوتری و کتابهای مصور هم راه يافته است. گذشته از اين، در بسياری از آثار سينمايی و ادبی ديگر هم ارجاعات و اشاراتی به اين مجموعه کارتونی شده است. به طور خاص، عبارت «تام و جری» کنايه ای از دشمنی بی دليل، بی هدف و پايان ناپذير شده است، چنان که مضمون اصلی مجموعه، «دعوای موش و گربه» هم از قديم به چنين معنايی به کار می رفت. پس از خالقان اصلی مجموعه، جين دايچ، کارتونيست آمريکايی مقيم پراگ و چاک جونز، کارگردان آمريکايی که با لونی تونز و شخصيتهايی چون باگز بانی، دافی داک و رودرانر و کايوت شهرت دارد، قسمتهايی از تام و جری را در دهه شصت ساخته اند

تنسی تاکسيدو و چاملی

نام اصلی: تنسی تاکسيدو و داستانهايش. محصول: توتال تلويژن برای تلويزيون سی بی اس (آمريکا) - از 1963 تا 1966

تنسی تاکسيدو، چاملی و آقای ووپی


داستان اين مجموعه کارتونی محبوب که در کنار سرگرمی اهداف آموزشی هم دارد، بر محور يک پنگوئن به نام تنسی تاکسيدو و دوستش چاملی که يک شيرماهی است شکل می گيرد. اين دو دوست در باغ وحشی زير نظر يک نگهبان تندمزاج به نام استنلی لوينگستون زندگی می کنند. آنها اغلب از اين باغ وحش فرار می کنند و در دنيای بيرون به دردسر می افتند. وقتی از حل مشکل و دردسر خود عاجز می شوند به سراغ دوستشان، آقای ووپی که استاد دانشگاه است می روند. آقای ووپی در هر زمينه ای اطلاعات وسيعی دارد که با کمال ميل در اختيار دوستانش می گذارد و با کمک يک تخته سياه سه بعدی که از کمد درهم و برهمش بيرون می کشد، توضيح می دهد. تنسی تاکسيدو و چاملی، سپس تلاش می کنند تا اطلاعات تازه خود را برای حل مشکلی که به آن دچار شده اند به کار ببرند اما نهايتا به دردسر بزرگتری با استنلی، نگهبان باغ وحش دچار می شوند. بازيگری که در اين مجموعه به جای تنسی تاکسيدو حرف زده است، بيست سال بعد در نقش بازرس گجت گويندگی می کند

مهاجران

نام اصلی: رنگين کمان جنوبی، محصول نيپون، ژاپن - 1982، 50 قسمت 26 دقيقه ای

مهاجران

در حافظه کسانی که از کودکی خود سالهای بيشتری فاصله گرفته اند، قصه های اين مجموعه و حتی گاهی هويتش با «خانواده دکتر ارنست» اشتباه می شود. اينجا هم بار ديگر با داستان سفر يک خانواده اروپايی به قلب طبيعت بکر استراليا روبرو هستيم: اما خانواده لوسی، برخلاف خانواده «سوئيسی» دکتر ارنست، از انگلستان به استراليا مهاجرت می کنند تا يک مزرعه بزرگ را اداره کنند. آغاز زندگی تازه با نااميدی و ناکامی تمام همراه است. روزهای دردناک نوميدی شان تا زمانی که سرانجام زمين مزرعه شان را صاحب می شوند ادامه دارد. با وجود اين، لوسی و خواهرانش از تجربه های متنوع و تازه خود، از جمله کشف حيوانات عجيب و غريب و آشنايی با بوميان و ديدار با آدمهای جديد لذت می برند

بارباپاپا

براساس مجموعه کتابی به همين نام نوشته آنت تيسون و تالوس تيلور، محصول: فرانسه 1975، 40 قسمت پنج دقيقه ای

بارباپاپا

مجموعه کتابهای مصوری که نخستين بار در دهه هفتاد به زبان فرانسه انتشار يافت و سپس به دهها زبان ديگر ترجمه شد، نام «بارباپاپا» را به دو معنا به کار می برد؛ هم نام شخصيت اصلی کتاب است و هم «نوع» يا «گونه» موجوداتی که اين شخصيت به آن تعلق دارد. کلمه بارباپاپا به قرينه از واژه فرانسوی barbe à papa ساخته شده که به معنای پشمک است. بارباپاپا خود يک موجود صورتی رنگ است که در حالت عادی شکلی شبيه گلابی دارد اما می تواند به هر شکلی درآيد. او در ميان زندگی آدمها بر خورده و سعی می کند که خود را با اين سبک زندگی تطبيق دهد. او پس از ماجراهای شگفت انگيز فراوان، با زنی هم‌نوع خود به نام بارباماما آشنا می شود که سياه رنگ است. آنها هفت بچه (باربابيبی) به دنيا می آورند که هريک به رنگی هستند: باربازو (زرد، پسر، عاشق حيوانات)، باربالالا (سبز، دختر، عاشق موسيقی)، بارباليب (نارنجی، دختر، عاشق کتاب)، باربابو (سياه و پشمالو، پسر، عاشق هنر)، باربابل (ارغوانی، دختر، عاشق زيبايی)، باربابرايت (آبی، پسر، عاشق علوم)، باربابراوو (قرمز، پسر، عاشق قدرت و پهلوانی).

حنا، دختری در مزرعه

نام اصلی: کاتری، دختر گاوچران، محصول نيپون (ژاپن) - 1984، 49 قسمت 26 دقيقه ای

حنا

يکی ديگر از محصولات شرکت نيپون که در غياب توليدات پرطرفدار (و گران قيمت تر) بين المللی به بازار ايران راه پيدا کرد و در ميان تماشاگران خردسال آن دوران محبوب شد. داستان فرزندی که به دنبال مادرش می گردد، مضمون آشنای سريالهای ژاپنی آن دوران، از جمله هاچ زنبور عسل، در اينجا هم تکرار می شود؛ کاتری (حنا) با پدربزرگ و مادربزرگش در مزرعه ای در فنلاند زندگی می کند و منتظر است مادرش که برای کار به آلمان رفته بازگردد. اما جنگ جهانی آغاز می شود و کاتری (حنا) با وقايع ناگوار بسياری روبرو می شود از جمله قادر به برقراری ارتباط با مادرش نيست. اما او اين دشواری ها را با سخت کوشی و اراده قوی تحمل می کند و همواره از محبت و علاقه اطرافيانش برخوردار است.

بنر

نام اصلی: بنر تيل، داستان سنجاب خاکستری، بر اساس داستانهايی از ارنست تامپسون ستون، محصول: نيپون (ژاپن) - 1979، 26 قسمت 26 دقيقه ای

بنر

باز هم ماجرای جدايی از مادر (نامادری) در يکی از محصولات نيپون که داستان آن اين بار، همچون مجموعه ديگری از ساخته های همين شرکت (دهکده حيوانات با نام اصلی ميشا) در ميان حيوانات می گذرد. سنجابی کوچک اندکی پس از به دنيا آمدن به مزرعه ای می آيد و از بخت بد به دست انسانی گرفتار می شود که قصد دارد او را به گربه دست آموزش بدهد تا بخورد. اما دل گربه به حال سنجاب کوچک می سوزد، او را به فرزندی قبول می کند و نام بنر بر او می گذارد. بنر و مادر گربه اش با شادمانی در مزرعه زندگی می کنند اما خوشبختی انها طولی نمی کشد؛ مزرعه آتش می گيرد، بنر از مادرش جدا می شود و ناچار به جنگل فرار می کند؛ جايی که با حيوانات جنگلی روبرو می شود و ماجراها و دشواری های مختلفی را تجربه می کند

پسر شجاع

نام اصلی: ماجراهای دون چاک، محصول KNACK (ژاپن)- 1975، 26 قسمت نيم ساعته، دنباله: داستانهای تازه دون چاک، 1976، 73 قسمت

پسر شجاع و خانم کوچولو

در رقابت ميان www.nipponanimation.com نيپون و www.toei-anim.co.jp

توئی، دو توليدکننده بزرگ انيميشن در ژاپن، KNACK جزو شرکتهای ناکامی است که هرگز نتوانسته چنان موفقيتی را به دست آورد و صرفا به توليد محصولات تقليدی و ارزانتر که بيشتر بازار صادراتی دارند دلخوش بوده است. اين شرکت همچنين در توليد کارتونهای پورنوگرافيک هم دست داشته است. با وجود اين، يکی از محصولات آن، «ماجراهای دون چاک» و دنباله اش توانست جايگاهی ميان کودکان ژاپنی پيدا کند و به محبوبيت برسد. اين کارتون در ميان بچه های ايرانی هم به شهرتی (شايد بيش از ژاپن) رسيد؛ تقريبا همه بچه هايی که در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد تماشاگر برنامه کودک بوده اند، «پسر شجاع» را به ياد می آورند. اين مجموعه، ماجراهای يک سگ آبی جوان و شجاع به نام چاک (پسر شجاع) را بازگو می کرد که لباس سرهمی آبی می پوشيد. وقتی چاک و دوستان کوچکش به دردسر می افتادند، او معمولا به سراغ پدرش می آمد تا کمک بگيرد. تمام شخصيتهای اصلی اين مجموعه در فارسی با نامهای کلی خوانده می شدند، از جمله: پسر شجاع، خانم کوچولو، خرس مهربون، شيپورچی، خرس قهوه ای و ... پدر پسر شجاع

رامکال

نام اصلی: راسکال، محصول نيپون (ژاپن)- 1977، 52 قسمت 26 دقيقه ای

رامکال و استرلينگ

اين بار حيوانات و انسانها کنار هم در يکی از محصولات نيپون نقش آفرينی می کنند، گرچه اين همزيستی پايدار نيست؛ استرلينگ نورث، پسر خوش قلبی است که حيوانات را خيلی دوست دارد. او يک روز يک بچه راکون را در جنگل پيدا می کند. استرلينگ راکون را راسکال (رامکال) می نامد و به خانه می برد. از اين به بعد، رامکال همراه هميشگی استرلينگ می شود. همه چيز به خوبی پيش می رود تا آنکه يک روز ذرت شيرين زير زبان رامکال مزه می کند و او شبانه به مزرعه ذرت همسايه يورش می برد. استرلينگ درک می کند که همزيستی انسان با حيوانات وحشی واقعا دشوار است. داستان زمانی که باد و بوران سنگين، گله دامهای پدر استرلينگ را به کلی تلف می کند، تلختر می شود. استرلينگ بايد به دبيرستانی در ميلواکی برود. رامکال حالا بزرگ شده است و استرلينگ تصميم می گيرد او را به محيط طبيعی اش در ميان درختان جنگل باز گرداند. او رامکال را به کنار درياچه می برد و رها می کند تا به ميان درختان برود. خود او هم روز بعد شهرش را با قطار ترک می کند و به سوی ميلواکی می رود

دختری به نام نل

نام اصلی: سرگردانی های دختری به نام نل، بر اساس رمان www.gutenberg.org The Old Curiosity Shop نوشته چارلز ديکنز، محصول: Dax International (ژاپن) 1979 تا 1980، 26 قسمت 26 دقيقه ای

نل

يک نسخه ژاپنی ديگر از رمانهای غربی که باز هم مضمون جستجوی مادر را دارد. اين بار نل ترنت در بريتانيای عهد ديکنز به همراه پدربزرگش به دنبال مادرش می رود. اما همراهی اين پدربزرگ که در داستان ديکنز از ناچاری و فشار مالی به قمار رو آورده است، نمی تواند کمکی به جستجوی نل بکند. برادر نل که بيشتر با موهای بلندی به ياد آورده می شود که صورتش را می پوشاند، هم از شخصيتهای مجموعه کارتونی بود. سازندگان مجموعه قصد داشته اند با آفريدن موقعيتهايی، علاوه بر ماجراجويی و درام، عنصر کمدی را هم به داستان بيفزايند اما وحشت و بدبختی نل و تصوير سياه بريتانيای قرن نوزدهم (که از آثار ديکنز برگرفته شده) فضای کارتون را تيره تر می کند. شايد به دليل همين تيرگی، يکی از اعضای مجله زيگ زاگ در پاسخ به نظرخواهی محبوبترين کارتونها، نه تنها «دختری به نام نل» را در فهرست کارتونهای محبوب خود نياورد بلکه آن را در شمار مجموعه هايی که از آن نفرت داشت ذکر کرد. با اين حال، نل و پدربزرگ و جعبه موسيقی شان به اندازه کافی رای آوردند تا در ليست محبوبترينها جای بگيرند

.

و ديگران

وقتی خاطرات کودکی را مرور می کنيم، نامهای بسياری هستند که در ياد و حافظه ما جای باز کرده اند و هنوز به فهرست محبوبترين هايمان راه می يابند. برای اعضای مجله زيگ زاگ، اين نامها به يادماندنی تر بوده اند:

آنت، قصه های کوهستان آلپ (نيپون - ژاپن، 1983)، واتو واتو، پرنده اعجاب انگيز (فرانسه، 1979- 1980)، فوتباليست ها (نام اصلی: کاپيتان سوباسا - توئی - ژاپن، 1983 تا 1986)، ماجراهای گاليور (هانا و باربرا - آمريکا، 1968)، سرنديپيتی، جزيره ناشناخته (نام اصلی: ماجراهای سرنديپيتی: دوستان روی جزيره پيور - فوجی - ژاپن، 1983)، پت پستچی (بی بی سی - بريتانيا، 1981)، پروفسور بالتازار (يوگوسلاوی، 1967 - 1971)، چوبين (نام اصلی: چوبين، کودک ستاره - تاتسونکو - ژاپن، 1974)، يوگی و دوستان (نام اصلی: دارودسته يوگی - هانا و باربرا، 1973)، باخانمان (نام اصلی: داستان پرين، نيپون - ژاپن، 1978)، سندباد بحری (نيپون - ژاپن، 1975)، بل و سباستين (ژاپن، 1981)، ماجراهای پينوکيو (نيپون، 1976)، مزرعه سبزيجات (نام اصلی: گياهان - بی بی سی - بريتانيا، 1968)، رابين هود (والت ديزنی - آمريکا، 1973)، بچه های مدرسه والت (نام اصلی: Cuore، نيپون، 1981)، گوريل انگوری (هانا و باربرا - آمريکا، 1975)، پاپای (پارامونت کارتون - آمريکا، 1960 - 1962)، لوک خوش شانس (هانا و باربرا و موريس - آمريکا و بلژيک، 1983 تا 1991)، سايمون در سرزمين نقاشی های گچی (فيلم فير - بريتانيا - 1976)، دهکده حيوانات (نام اصلی: ميشا - محصول نيپون، 1979) و ...

همچنين توليدات ايرانی: شهر موشها، مدرسه موشها، هادی و هدا، خونه مادربزرگه و علی کوچولو

برگزیده از

http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/29

Illegal Iranians slip to Japan

Illegal Iranians slip to Japan

by Vladimir Kunitsyn

Vladivostok border guards last year detained over 100 Middle Easterners, mostly Iranians, who use the city as a stepping stone to illegally entering Japan.

The Iranians and others have been attracted by Japan, according to border guards, sailors and others familiar with the cross-continental trek from Iran to Japan. They are drawn towards the Far East by hopes of a better life, rather than the desire to see an exotic land or by its ancient samurai culture. They travel, as a rule, as tourists using faked Azrbaijanian passports or, more often, as stowaways.

Russian sailors have been spotting more and more Middle Eastern owners of used car lots in Japan. Many Russian auto dealers buy second-hand cars only from Iranians today. The sale of used cars is one of the most popular and lucrative businesses among immigrants. Other businesses are consumer goods retail and restaurants.

Iranians are highly organized, as a rule, and find jobs and housing already arranged for them in Japan. Many Arab and Iranian students in the country don't all leave but land good jobs using their language skills. Then they support relatives who arrive illegally via Vladivostok and Nakhodka.

A trip from Iran to the Land of the Rising Sun costs an average of $10,000. In a country where monthly salaries rarely exceed $300, the whole clan pitches in. They start by crossing from Iran to Azerbaijan, then head on to Russia. Those who opt for the legal way just buy a tourist trip or open a business visa. The illegal way is to obtain a Soviet passport with Azerbaijani citizenship, which opens up great traveling opportunities. The fact that most Iranians speak the same language as Azerbaijanis eases the process.

Iranians usually get to Vladivostok by train. This takes longer, but is safer, because visas are not checked in trains.

Iranians normally travel in groups with someone who speaks Russian and Japanese. A group's average age is about 30. One border guard officer believes the local Caucasian community helps Iranians out in Vladivostok.

"To find a person capable of organizing an illegal crossing of the border takes just a walk around Vladivostok markets," the officer said.

At first Iranians tried to get to Japan using fake passports. Early in 1992, 12 Iranians with Azerbaijani passports were arrested on a tourist ship en route to Japan.

Today the preference is given to stowing away. Last July, a border guard detail found three Iranians in sewage tank on the research vessel Priboi. An investigation established that they got aboard after getting the watchman drunk. The find was reported to Japanese authorities as border guards suspected there might be more Iranians hiding out on the ship.

A Japanese destroyer carrying 100 customs officers met the Priboi for a 36-hour long search. Nobody else was found, only a pneumatic pistol. Priboi was not allowed into port.

The Japanese now have a blacklist of the ships which have at least once carried stowaways. The Japanese distrust the crews of these ships, because it's close to impossible to get into the hold or a tank of a ship without being helped by a crew member.

According to Russian border guards, one of the precautions taken by the Japanese authorities is limiting the number of Russian sailors coming ashore. This prevents Russian tourists from buying second-hand Japanese cars -- often the goal of a call at a Japanese port. Thus, sometimes time and money prove to be wasted. In the long run tourist companies dealing in tours to Japan can end up losing.

Krai police have yet to arrest any organizers of illegal border crossings by foreign citizens. It is close to impossible to nab one red-handed. Iranians who were busted are fined and deported at their expense. A two-year prison term may be applied only in case of smuggling.

Last August a border guard detail found an Iranian in the Antonina Nezhdanova's funnel who had 1.7 kilograms of opium on him. There have been attempts to smuggle firearms. Security agencies believe these crimes are efforts to lay the groundwork for future drug and weapons trafficking.

وضعيت و مسائل ۳ ميليون ايرانی مهاجر

وضعيت و مسائل ۳ ميليون ايرانی مهاجر

• تا پايان خرداد ۱۳۸۳، جمعاً ۲۲۱۲ ايراني در زندان هاي كشورهاي خارجي به سر مي برند كه بيشترين آنها در كشور ژاپن با آمار ۵۲۳ نفر كويت ۴۰۹ نفر، امارات ۳۲۸ نفر استانبول ۱۱۹ نفر و مسقط ۱۲۴ نفرهستند
• يكي از مراكز مهمي كه مورد بهره برداري قاچاقچيان انسان قرار مي گيرد، تركيه است. افراد را به صورت گروهي يا تك تك از ايران به تركيه مي برند، با آنها در شهرهاي مختلف تركيه قرار مي گذارند. گذرنامه جعلي يا رواديد جعلي به آنها مي دهند و در خيلي از مواقع بعد از گرفتن پول ناپديد مي شوند
• وزارت امور خارجه لايحه اي را جهت لغو مجازات ايرانيان دارای تابعيت دوگانه تهيه و تقاضاي اصلاح ماده ۹۸۹ قانون مدني را نموده است كه شور اول آن در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيده و اميد است به زودي به تصويب نهايي نمايندگان محترم مجلس برسد
محمدعلي هادي سفير سابق ايران در عربستان، امسال هفتمين سال پيگيري مسائل و مشكلات ايرانيان خارج از كشور را به عنوان معاون كنسولي و پارلماني وزارت امورخارجه به عهده دارد وی معتقداست سهولت يا مشقت اخذ رواديد، علل و زيربناهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي دارد و اميدوار است با اعتمادسازي در كشورهاي مقصد، كميت آماري رواديدهاي صادره بيشتر شود. هادي حول محورهايي چون مهاجرت نخبگان، وضعيت ايرانيان خارج از كشور، قاچاق ايرانيان، اخذ رواديد از كشورهاي مختلف، طرح تغيير قانون تابعيت، نامگذاري فرزندان ايرانيان خارج از كشور و... با روزنامه همشهری گفت وگويي کرده است که متن آن را در زير می خوانيدد

* نظر وزارت امور خارجه درباره مهاجرت ايرانيان به خارج چيست؟
- مهاجرت و جابه جايي انسان ها از مكاني به مكان ديگر در طول تاريخ وجود داشته است. هرگاه انسان ها محلي را بر محل سكونت فعلي خود براي زندگي ترجيح دهند مهاجرت مي كنند.
ايران نه اولين مبدأ مهاجرت، نه آخرين و نه تنها مبدأ آن بوده و هست. ايران يكي از مبادي مهاجرت در دنياي متحول امروز است. ضمن آنكه كشور ما در عين حال مقصد مهاجرت هم به شمار مي رود. نظير اين نقش را كشورهاي ديگر نيز دارند. به طور مثال كانادا هم به ايالات متحده آمريكا مهاجر مي فرستد و هم از آن كشور و كشورهاي ديگر مهاجر دائم مي پذيرد و در عين حال برخي مهاجران براي رسيدن به آمريكا به عنوان يك مقصد نهايي خود از كانادا به عنوان نقطه مياني استفاده مي كنند. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد آمريكاييان زيادي به دلايل مختلف از جمله پرداخت هاي مالياتي ترجيح مي دهند به كانادا مهاجرت كنند.
از اين رو مهاجرت پديده مذمومي نيست و مهاجرت هم جرم نيست. مطابق آمارهاي جديد، امروزه از هر ۳۵ نفر جمعيت جهان يك نفر مهاجر است.
جمعيت ايرانيان مهاجر قريب ۳ ميليون نفر يا به عبارتي حدود ۵ درصد جمعيت كشور برآورد شده كه در واقع هموطنان ما و سرمايه هاي وطن هستند و ما هم همواره در جهت دفاع از آنها تلاش كرده و مي كنيم. اخيراً كشورهاي اروپايي و استراليا اقدامات گسترده و هماهنگي را به منظور اخراج ايرانياني كه تقاضاي پناهندگي و مهاجرت آنان پذيرفته نشده است آغاز كرده اند و بعضاَ اصرار دارند كه جمهوري اسلامي ايران با آنها قرارداد پذيرش اين افراد را منعقد كند ولي وزارت امور خارجه ايران، شديداً با اخراج آنها مخالفت كرده و به دولت هاي ذيربط نيز اعلام كرده است كه اتباع ايران هر زمان كه خودشان بخواهند مي توانند به كشور خويش بازگردند و اين امر نياز به توافق با كشور ديگري ندارد، به علاوه طبق اصل ۳۳ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران افراد در انتخاب محل اقامت و زندگي خويش آزادند و دولت هاي خارجي حق اخراج آنها را برخلاف ميلشان ندارند. اين گونه رفتار از نظر ما برخلاف قواعد حقوق بشر است

* ولي اكثر مهاجران ايراني تحصيلكرده هستند و سرمايه زيادي صرف تربيت آنها شده است.
- درست است. به همين دليل گفتم آنها سرمايه هاي ما هستند. همانطور كه مي دانيد به كارگيري سرمايه هاي انساني در داخل كشور وظيفه همه بخش هاي دولتي و خصوصي شامل تشكيلات دولت، شركت هاي خصوصي، بنگاه هاي اقتصادي و به طور كلي ساختار جامعه است.
طبيعي است كه به دليل شرايط هر كشور براي عده اي اين ترجيح پيدا شود كه چون در محل ديگري برايشان شرايط بهتري وجود دارد به آنجا نقل مكان كنند. وظيفه وزارت امور خارجه تا حد زيادي از همين نقطه شروع مي شود. ما حداكثر تلاش خود را به خرج مي دهيم تا منافع و حقوق اتباع ايراني در محل جديد زندگي شان حفظ شود و از طرفي، ارتباط مستمر مهاجرين را با كشور حفظ كنيم. آنها مي توانند در رشد و توسعه كشور نقش به سزايي ايفا كنند و توقع بحق مردم از آنها نيز همين است

* بيشترين تعداد دانشجويان ايراني در چه كشورهايي مشغول به تحصيل هستند؟
- تعداد زيادي از افراد قبل از سن سربازي از كشور خارج شده و در دانشگاه هاي مختلف (معتبر و غيرمعتبر) ثبت نام مي كنند و هيچ نوع مراجعه اي به نمايندگي هاي ما، يا در مركز ندارند و از تسهيلات و امكانات خاصي هم برخوردار نيستند. ما آمار دقيقي از آنها نداريم، آمار ما اصولاً مربوط به آن دسته از دانشجويان است كه براي انجام امور دانشجويي مانند تأييد مدارك، ارسال گواهي اشتغال به تحصيل و مكاتبات اداري با وزارتخانه هاي آموزشي به نمايندگي هاي ما مراجعه مي كنند. بيشترين آمار مربوط به كشورهاي آلمان، كانادا، اوكراين، دبي، انگلستان و ارمنستان است كه در آنها به ترتيب بيش از ۹۰۰۰، حدود ۳۰۰۰، بيش از ۱۶۰۰، ۱۵۰۰ نفر، بيش از ۱۳۰۰ و بيش از ۱۰۰ دانشجوي ايراني مشغول به تحصيل هستند.
* اينها مهاجران عادي بودند. شكل ناخوشايندي از مهاجرت هم وجود دارد.نظرتان راجع به قاچاق انسان چيست؟
- براي تعريف قاچاق انسان دو تعريف موجود داريم. يكي تعريفي است كه در قانون ۱۳۶۷ آمده و آن عبور دادن غيرمجاز از مرز است. تعريف ديگر در لايحه پيشنهادي اسفند ۸۲ هيأت وزيران آمده است كه در آن «خارج يا وارد ساختن و يا ترانزيت مجاز يا غيرمجاز فرد يا افراد از مرزهاي كشور با اجبار و اكراه يا تهديد يا خدعه و نيرنگ و يا با سوءاستفاده از وضعيت فرد يا افراد ياد شده، به قصد فحشا يا برداشت اعضا و جوارح، بردگي و ازدواج» قاچاق انسان محسوب مي شود. هر چند با رضايت قاچاق شوندگان اين عمل انجام شده باشد.
البته رضايت كساني كه مورد قاچاق قرار مي گيرند عنصر مهمي در اكثر پرونده هاي قاچاق محسوب مي شود. متأسفانه كساني كه نمي توانند از طريق قانوني حركت خود را انجام دهند متوسل به قاچاقچيان مي شوند و گروه هاي تبهكار نيز شگردهاي گوناگوني براي اعمال خود دارند.
* اخيراً وزارت خارجه آمريكا در گزارش سالانه خود از آمار رو به فزوني قاچاق انسان در ايران خبر داده بود. نظر شما چيست؟
اولاً به دليل جو حاكم به شدت تيره تبليغاتي بين دو كشور، گزارشهاي آمريكا عليه ايران از درجه اعتبار كمتري برخوردار بوده و در واقع بيشتر جنبه تبليغاتي دارند. ثانياً ايران با كشورهاي پاكستان و افغانستان كه هر دو مبدأ مهاجرت گسترده هستند و با تركيه كه نقطه مياني مهاجرت به اروپاست مرز گسترده مشترك دارد.
دولت در جهت كنترل مرزها و جلوگيري از ورود مهاجرين و همچنين مواد مخدر تلاش گسترده اي را انجام مي دهد و هزينه هاي سنگين نيز پرداخته است، ولي علي رغم همه اين تلاش ها باز اين موضوع به طور كلي قابل پيشگيري نيست. جهان غرب هم هيچ نوع مساعدتي نمي كند.
اتفاقاً در همان گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمريكا نيز از اقدامات مثبت ايران در كاهش مهاجرت هاي منفي نام برده شده و از امكان حذف نام ايران از فهرست كشورهاي حوزه قاچاق انسان هم صحبت به ميان آمده كه بيانگر اشراف متخصصان آنها به اقدامات مثبت ايران است.
البته باندها و گروه هايي هستند كه به صورت كاملاً غيرقانوني و مخفي در امر قاچاق انسان دخالت دارند و اخيراً نيز مجلس محترم جهت جلوگيري و مبارزه جامع با اين پديده شوم مصوبه اي را گذرانيده است.
* مهمترين پايگاه براي اين باندها كدام كشورهاي همسايه هستند؟
- يكي از مراكز مهمي كه مورد بهره برداري قاچاقچيان انسان قرار مي گيرد، تركيه است. افراد را به صورت گروهي يا تك تك به تركيه مي برند، با آنها در شهرهاي مختلف تركيه قرار مي گذارند. گذرنامه جعلي يا رواديد جعلي به آنها مي دهند و در خيلي از مواقع بعد از گرفتن پول ناپديد مي شوند و افراد وقتي مي خواهند به مقصد اروپا حركت كنند در فرودگاه هاي تركيه به دليل جعل رواديد و يا گذرنامه بازداشت مي شوند. در كنار اين گروه، باندهايي هم هستند كه با قايق از طريق رودخانه انسان ها را وارد يونان مي كنند كه بدون گرفتن رواديد دست به اين كار مي زنند. اما طوفاني بودن رودخانه و يا وجود ميدان هاي مين در ساحل رودخانه در يونان، معمولاً حوادث تلخي را براي اين عده از ايرانيان به بار مي آورد به طوري كه در چند سال گذشته گروه هاي مختلفي از ايرانيان در همين قايق ها دچار سانحه شدند.
به علاوه، در صورت عبور و عدم وقوع حادثه نيز ممكن است اين عده در هر يك از كشورهاي مسير يا مقصد بازداشت و زنداني شوند.
گروه هايي هم هستند كه به مقصد كره جنوبي، ژاپن، استراليا و كشورهاي همسايه مثل امارات، كويت و عمان اقدام به قاچاق انسان مي كنند و در بسياري از مواقع با صدور رواديد و گذرنامه جعلي و يا با وعده هاي دروغين اشتغال، ايرانيان را فريب مي دهند.
* آيا آمار خاصي داريد كه مشخص كند بيشترين موارد قاچاق انسان به كشورهاي خارجي به چه منظور صورت مي گيرد؟
- بيشترين موارد قاچاق انسان تحت عنوان كاريابي در كشورهاي خارجي انجام مي شود، چون در زمينه اخذ رواديد و ورود قانوني به برخي كشورها محدوديت هايي وجود دارد، متقاضيان به صورت قاچاق وارد مي شوند و چون گروه ها و افراد سرنوشت هاي مختلفي دارند، آمار دقيقي در اين زمينه وجود ندارد.
* آيا وزارت امور خارجه ايران براي كنترل پديده قاچاق انسان اقدامات خاصي را انجام داده است؟
- اين موضوع در حوزه مسئوليت نيروي انتظامي و دستگاه هاي داخلي است. در مورد قاچاق انسان آنچه مهم است، ساز و كار مبارزه با قاچاق انسان است كه اميدواريم با لايحه اخير قانونمند شود.
البته در اين زمينه همكاري كشورهاي خارجي هم بسيار مهم تلقي مي شود چون مبارزه با قاچاق انسان نيازمند يك عزم ملي و بين المللي است.
* بخشي از تخلفات ايرانيان براساس ممنوعيت حمل داروهاي روان گردان و قرص هاي كدئين دار در امارات صورت مي گيرد. در اين زمينه معاونت كنسولي آيا برخوردي كرده است؟
- در سال ۷۸ مطلع شديم كه حمل قرص هاي كدئين دار و داروهاي روان گردان توسط مسافر در دبي، ۴ سال زنداني دارد. ما نسبت به اين مسئله به شدت اعتراض كرديم كه در پي آن حمل اين داروها با نسخه پزشك و يا به مقدار كم بلامانع اعلام شد.
* در مورد ايرانيان گرفتار شده در زندان هاي خارجي گزارشي داريد؟ بيشترين زندانيان در كدام كشورها هستند؟
- براساس گزارش هاي موجود تا پايان خرداد ۱۳۸۳، جمعاً ۲۲۱۲ ايراني در زندان هاي كشورهاي خارجي به سر مي برند كه بيشترين آنها در كشور ژاپن با آمار ۵۲۳ نفر، كويت ۴۰۹ نفر، امارات ۳۲۸ نفر، استانبول ۱۱۹ نفر و مسقط ۱۲۴ نفر هستند. معاونت كنسولي كليه مسائل حقوق كنسولي را برابر با مفاد كنوانسيون حقوق كنسولي وين ۱۹۶۳ در زمينه هاي دفاع از زندانيان، پيگيري امور آنها، سعي بر ملاقات با زندانيان و ارائه مشاوره حقوقي به آنها و كليه حمايت هاي حقوقي به آنها را در موردشان اجرا مي كند.


* آيا از تعداد زندانياني كه با تلاش دولت ايران آزاد شدند، گزارشي داريد؟
- بر اثر مساعي ما طي سال هاي ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ جمعاً ۴۱۷ نفر در تركمنستان آزاد شدند، در دبي هم به مناسبت اعياد قربان و فطر درخواست عفو زندانيان را كرديم كه تعدادي آزاد شدند. در اين زمينه طرح هاي همكاري مشتركي را با كشورهاي همسايه در حال امضا داريم. از جمله قرارداد تبادل محكوميت با كشور آذربايجان امضا گرديده كه طي آن محكومين دوره محكوميتشان را در كشور خود مي گذرانند. اين كار تا حد زيادي مي تواند به خانواده اين افراد كمك كند تا در نبود سرپرست خانواده مشكلات را بهتر تحمل كنند و آسيب كمتري ببينند.
از مهمترين اقدامات معاونت كنسولي آزادي حسين دستگيري در تايلند بود. نامبرده فردي كاملاً بي گناه بود كه به اتهام حمل مواد منفجره به مدت ۴ سال در بانكوك زنداني و محكوم به اعدام شده بود. با تلاش فراوان دوجانبه و بين المللي، نامبرده تبرئه و به كشور بازگشت.

* درارتباط با افرادي كه در يك كشور خارجي كشته مي شوند چطور؟ معاونت كنسولي در قبال اين افراد چه مي كند؟
- در اين موارد، چه خانواده مقتول بخواهد و چه نخواهد ما مسئله را پيگيري مي كنيم. نمونه اين مسئله، كيوان تابش است كه به دست پليس كانادا به قتل رسيد و دولت ايران بارها به مقامات كانادايي اعتراض كرد و هنوز هم پيگير است كه در اين زمينه دولت كانادا تاكنون با كمال خونسردي و بي تفاوتي با مسئله برخورد كرده است.
اما ما با جديت دنبال موضوع هستيم. سفير و بعداً كاردار كانادا را احضار كرده ايم. سفارت ما در آن كشور با جديت موضوع را دنبال مي كند. حتي شخص وزير امور خارجه آقاي دكتر خرازي، طي مكالمه تلفني مفصل، موضوع را از همتاي كانادايي خود پيگيري كرد. ما خود را حافظ جان و مال اتباع ايران مي دانيم و هيچ كشوري نبايد در اين خصوص به خود شكي راه دهد

* منظورتان اين است كه دولت ايران مي تواند در كشور ديگري اقداماتي را انجام دهد و اموري را پيگيري كند؟
- كشورها در قبال يكديگر حقوق و تعهداتي دارند. بخشي از اين تعهدات به اتباع كشورها مربوط مي شود. اين تعهدات و حقوق در كنوانسيون وين ۱۹۶۳ روابط كنسولي مشخص شده است. تحت اين كنوانسيون كشورها موظفند اگر اتباع كشور ديگري را بازداشت و تحت تعقيب قرار دهند، نماينده كنسول كشور متبوع آن شخص را مطلع كنند تا در جريان رسيدگي و محاكمات به وي ياري رسانده و كمك كند ما هم از اين ابزار و ابزارهاي ديگر در دفاع از اتباع خود استفاده مي كنيم. كشورهاي ديگر هم همين كار را مي كنند. به عنوان نمونه اخيراً مكزيك با استفاده از همين حق، از ايالات متحده در خصوص نقض كنوانسيون وين ۱۹۶۳ به ديوان بين المللي دادگستري شكايت كرد و توانست رأي ديوان را هم به نفع خود بگيرد

* آيا اين مطلب هم در چارچوب همين ابزارهاي حمايت از اتباع قرار مي گيرد؟
- بله. براساس شكايت دولت مكزيك ديوان بين المللي دادگستري در خصوص دعواي مكزيك عليه آمريكا كشور آمريكا را نقض كننده كنوانسيون شناخت كه رأي صادره بازگو كننده يكي از مصاديق نقض مقررات حقوق بين الملل توسط آمريكاست.
ديوان در رأي نهايي خود در ۵ مورد زير آمريكا را مقصر شناخت:
۱- عدم خبررساني به موقع بازداشت ۵۱ تبعه مكزيكي (نقض ماده ۳۱ بند يك)
۲- عدم اطلاع رساني به موقع و مناسب بازداشت ۴۹ تبعه مكزيكي به مقامات كنسولي اين كشور.
۳- محروم ساختن دولت مكزيك از اطلاع رساني به موقع و دسترسي مقامات آن كشور به اتباع خود و ملاقات با آنها (نقض ماده ۳۶ بند يك (الف) و (ج)).
۴- عدم اجازه بازنگري و بررسي مجدد احكام محكوميت ها و مجازاتها در خصوص سه تن از اتباع مكزيك (نقض ماده ۳۶ بند دو)
۵- محروم ساختن دولت مكزيك از ترتيب دادن به موقع دفاع قانوني اتباع خود.
* مشكلات اتباع ايراني مقيم خارج بعد از ورودشان به ايران چطور حل مي شود؟
- به هر حال در صورت بروز هر نوع مشكل و مسأله اي در مدارك آنها و يا ورود و خروجشان، ما رسيدگي مي كنيم و سعي مي كنيم مشكلاتشان را حل كنيم

* اسفند ۸۱ براي اولين بار قراردادي بين ايران و استراليا امضا شد كه به موجب آن نيروي كار ايراني به اين كشور فرستاده شود، اين قرارداد آيا به اجرا درآمد؟ آيا اين نوع همكاري را با ساير كشورها هم داريد؟
- مطابق اين قرارداد كه با هدف اشتغال زايي براي اتباع ايراني در كشورهاي خارجي امضا شد، همواره ۲۰۰۰ نيروي كار ايراني در استراليا پذيرش مي شوند و در حال حاضر در حال مذاكرات كنسولي با كشورهاي سوئيس، انگليس، هلند، بلژيك و آلمان هستيم كه مشابه اين قرارداد را با آنها هم امضا كنيم

* يكي از مشكلاتي كه همواره ايرانيان مقيم خارج از كشور با آن مواجه هستند بحث نامگذاري فرزندان است، كه الزاماً بايد براساس نام نامه هاي موجود در سفارتخانه هاي ايران انتخاب نام كنند. برنامه اي براي حل اين مشكل نداريد؟
- مطابق قانون، اتباع ايراني مكلف هستند تا در انتخاب نام براي نوزادان خود، اسامي ايراني و اسلامي را انتخاب كنند كه با فرهنگ ايراني هم تجانس داشته باشد و اين يكي از مشكلات ما در خارج از كشور محسوب مي شود. البته، در حال حاضر سازمان ثبت احوال حداكثر تساهل و مساعدت را در حل اين مشكل اعمال مي كند و تا جايي كه قانون اجازه مي دهد خيلي سخت گيري نمي كند

* در حال حاضر اتباع ايراني براي گرفتن رواديد از ساير كشورها با مشكلات زيادي مواجهند و كار صدور ويزا براي ايرانيان با مشقت زيادي مواجه است. با توجه به اين كه بحث تسهيل ويزا يك بحث مهم در روابط دوجانبه كشورهاست، در اين زمينه چه كرده ايد؟
- در خصوص ويزا بايد عرض كنم كه اعطا يا عدم اعطاي ويزا به اتباع كشورهاي ديگر از امور لاينفك حاكميت هر كشور است. يعني حق حاكميت هر كشور به مقامات آن اختيار لازم را مي دهد كه مقررات مورد نياز در خصوص نحوه و ميزان اعطاي رواديد را تدوين و اجرا كنند. در روابط دوجانبه كشورها مي توانند براساس قراردادهاي بين المللي و يا اصل عمل متقابل سخت گيريها و يا سهل گيريهاي متقابل را نسبت به اتباع طرف ديگر اعمال كنند ولي در هر صورت برابري كامل در تسهيل رواديد نداريم. به عنوان مثال ما اگر براي تمام اتباع اروپايي لغو رواديد اعلام كنيم. كشورهاي اروپايي براي اتباع ما عمل مشابه انجام نخواهند داد. به طور خلاصه بايد بگويم كه سهولت يا مشقت اخذ رواديد علل و زيربناهاي سياسي- اجتماعي و فرهنگي دارد. به عنوان مثال افراد متقاضي رواديد تحت شرايط صدور رواديد كشور مورد نظر تعهداتي را مي پذيرند كه متأسفانه سوءاستفاده از رواديد كشور ميزبان و يا تخطي از مقررات آن كشور موجب پديد آمدن عدم اعتماد نسبت به كليه متقاضيان رواديد مي شود. در اين خصوص اميدواريم كه با ارتقاء سطح پايبندي افراد به تعهدات ياد شده و اعتماد سازي در كشورهاي مقصد، كميت آماري رواديدهاي صادره بيشتر شود.
همچنين اگر شرايط كشور به نحوي باشد كه متقاضيان سفرهاي توريستي و اقتصادي به كشور ما بالا رود آنگاه در چارچوب روابط دوجانبه و عمل متقابل ابزار مناسب در دست ما فراهم خواهد شد تا فشار بيشتري به كشورهاي سخت گير وارد بياوريم

* براي حل مشكل استملاك اتباع خارجي در كشور ظاهراً طرحي را به مجلس خواهيد برد. جزئيات اين طرح، اهداف و ويژگيهاي آن را توضيح دهيد. اين طرح در حال حاضر در چه مرحله اي است؟
- يكي از راههاي جذب جهانگرد اجازه خريد مسكن است. برخي از جهانگردان كشور خاصي را به مقصد گذراندن ايام تعطيل دوران عمر خود، انتخاب مي كنند و ترجيح مي دهند براي راحتي خود و خانواده در كشور مقصد داراي منزل مشخص مسكوني باشند. اين تمايل در منطقه خليج فارس به شدت وجود دارد. ساكنين اين منطقه به ويژه بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر و برخورد بسيار توهين آميز غربيها و با توجه به جاذبه هاي زيارتي و سياحتي و سابقه و شناخت ايران، تمايلي زيادي به خريد مسكن دارند.
روند فعلي گرفتن مجوز، بسيار طولاني و كند است لذا پيش نويس لايحه اي توسط معاونت كنسولي تهيه شده مبني بر اين كه اتباع خارجي كه مي خواهند ملكي را براي محل كسب يا صنعت يا مسكن خود در ايران تهيه كنند بتوانند با مراجعه به اداره ثبت محل آن ملك و تنظيم درخواست مربوطه و سپردن تعهدات لازم مجوز آن را دريافت كنند. از جمله تعهدات پيش بيني شده آن است كه چنانچه متقاضي بخواهد محل اقامت خود را به خارج از ايران انتقال دهد بايستي ملك مورد تقاضاي استملاك را حداكثر ۶ ماه از تاريخ خروج از ايران به يكي از اتباع ايران و يا اتباع خارجه اي كه طبق مقررات اجازه لازم را تحصيل نموده اند انتقال دهد.
تا زمان تهيه پيش نويس مذكور «آئين نامه استملاك اتباع خارجه» مصوب ۱۳۲۸ و تصويب نامه ۱۳۴۲ هيأت وزيران به همراه آئين نامه هاي اجرايي آن و همچنين «آئين نامه چگونگي تملك اموال غيرمنقول توسط اتباع خارجي...» مصوب ۱۳۴۷ در دست بود كه هيچ كدام به تصويب قوه مقننه نرسيده بودند. لذا جهت پر كردن خلاء قانوني وزارت امور خارجه نسبت به تهيه تنظيم پيش نويس ياد شده اقدام كرد

* طرح تغيير قانون تابعيت را كه به مجلس داده ايد توضيح دهيد. ضرورتهاي اين طرح، اهداف و ويژگيهاي آن را تشريح كنيد؟
- همان طور كه اطلاع داريد قانونگذار ايراني تابعيت مضاعف را به رسميت نمي شناسد. اين بدان معناست كه هر گاه يك ايراني بدون رعايت مقررات قانوني كه عبارتست از ترك تابعيت ايران، اقدام به تحصيل تابعيت خارجي نمايد، مطابق ماده ۹۸۹ قانون مدني ايران، دولت وي را كماكان تبعه ايران شناخته و تابعيت خارجي وي را نمي پذيرد. مثلاً وي نمي تواند با گذرنامه خارجي اش از ايران رواديد گرفته و وارد كشور شود. چنين فردي بايستي با گذرنامه ايراني و به راحتي و بدون نياز به هيچ گونه اجازه اي آزادانه در هر زمان وارد كشور شود.
براي كساني كه اين قانون را زير پا گذاشته اند، قانونگذار مجازاتهايي در نظر گرفته است كه شامل فروش اجباري اموال فرد ياد شده توسط دادستان و پرداخت وجه آن به وي پس از كسر مخارج است. وزارت امور خارجه لايحه اي را جهت لغو اين گونه مجازاتها تهيه و تقاضاي اصلاح ماده ۹۸۹ قانون مدني را نموده است كه شور اول آن در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيده و اميد است به زودي به تصويب نهايي نمايندگان محترم مجلس برسد.
البته قانون تابعيت ما نياز جدي به بازنگري دارد لذا معاونت كنسولي در سه جلسه بسيار طولاني با حضور رئيس محترم قوه قضائيه حضرت آيت الله شاهرودي و دادستان كل، وزير دادگستري، رئيس ديوانعالي كشور و معاونين محترم ايشان، به صورت كامل اين بازنگري را انجام داده و آماده ارائه به دولت و سپس مجلس هستيم.
* با توجه به عدم وجود دفاتر رسمي ازدواج و طلاق در خارج از كشور و همچنين عدم وجود دادگاههاي صالحه مورد تأييد قوه قضائيه، ثبت ازدواج و طلاق در خارج از كشور چگونه است؟
- طبق ماده ۱۰۰۱ قانون مدني و همچنين ماده ۳۱ قانون ثبت احوال بخش كنسولي نمايندگيهاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور به منزله دواير ثبت احوال و دفاتر رسمي ازدواج؛ نسبت به ثبت واقعه ازدواج اقدام مي نمايند.
ثبت واقعه ازدواج در خارج از كشور برحسب اين كه زوجين هر دو ايراني و يا يكي از آنان خارجي باشد به سه نوع تقسيم مي گردد:
اول ازدواج زن و مرد ايراني است.
به استناد ماده ۱۹۳۴ قانون مدني زن و مرد خالي از نكاح مي توانند به نمايندگيهاي جمهوري اسلامي ايران مراجعه و ثبت ازدواج نمايند.
مدارك لازم جهت ثبت هم عبارتنداز:
تقاضانامه كتبي زوجين، شناسنامه هاي معتبر، گواهي ثبت ازدواج محلي (به منظور احترام به قانون محل)، گواهي صيغه عقد شرعي، گواهي تندرستي، گواهي تجرد و اجازه ولي زوجه در ازدواج اول (در صورت فوت ولي گواهي فوت او).
مأمور كنسولي پس از بررسي مدارك با حضور زوجين يا وكلاي آنان اقدام به ثبت ازدواج مي كند.
دسته دوم، ازدواج مرد ايراني با زن خارجي است.
علاوه بر مدارك قيد شده در قبل، گواهي تشرف به دين اسلام زوجه (چنانچه مسلمان نباشد) لازم است.
پس از ثبت ازدواج طبق بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدني براي زوجه شناسنامه ايراني صادر مي شود و دسته سوم، ازدواج هاي زن ايراني با مرد خارجي است.
ازدواج دوشيزگان و بانوان ايراني با اتباع خارجه منوط به صدور مجوز دولت است. (ماده ۱۰۶۰ قانون مدني).
بنابراين علاوه بر مدارك فوق، زوج بايستي به دين اسلام مشرف شود، گواهي استطاعت مالي ارائه دهد، تعهد پرداخت نفقه و هزينه بليت براي زن و فرزندانش را بدهد و دولت او ازدواج را به رسميت بشناسد.
پس از آماده شدن مدارك اقدام به صدور پروانه زناشويي مي گردد. بعد از آن ازدواج به ثبت مي رسد.
نظر به عدم وجود عقدنامه دفترچه اي در نمايندگي ها، اخيراً با رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور مذاكره شده كه ثبت به رفع اين نقيصه نيز اقدام كند.
* ثبت طلاق در خارج از كشور چگونه است؟
- در گذشته طلاق توافقي زوجين با ارائه حكم خارجي و صيغه شرعي طبق تبصره ذيل ماده ۷ قانون حمايت خانواده به عمل مي آمد. پس از تصويب ماده واحده (مورخ ۱۳۷۱) در مجمع تشخيص مصلحت نظام كليه طلاق ها منوط به حكم دادگاه مدني خاص شد. در نتيجه ثبت طلاق در خارج از كشور متوقف شد.
به علت وقوع مشكلاتي براي خانواده ها، جلسات متعددي با قوه قضائيه برگزار و نهايتاً توافق شد كه در چهار مورد طلاق در نمايندگي ها به ثبت برسد و بخشنامه شماره هاي ۹۱ مورخ
۱۶/۹/۱۳۷۸ و ۱۲۳۶۶ مورخ ۱۷/۳/۱۳۷۹ در اين زمينه صادر شد.
موارد ثبت طلاق عبارتنداز:
۱- توافق زوجين و حضور آنان در نمايندگي و ارائه حكم دادگاه خارجي و صيغه نامه شرعي و شناسنامه هاي معتبر آنان.
۲- عدم حضور زوجه در نمايندگي و وجود حكم دادگاه خارجي و صيغه نامه شرعي، در اين صورت با تقاضاي كتبي زوج و اخطار يك ماهه به زوج ثبت طلاق به عمل مي آيد.
۳- عدم حضور زوج در نمايندگي و وجود حكم دادگاه خارجي و صيغه شرعي.
در اين موارد با تقاضاي زوجه و اخطار يك ماهه به زوج اقدام به ثبت طلاق مي شود.
۴- چنانچه زوج و زوجه شخصاً از دادگاه خارجي حكم طلاق گرفته باشند، ولي زوج براي جاري كردن صيغه شرعي و حضور در نمايندگي امتناع نمايد.
پس از اخطار يك ماهه به زوج و تنظيم وكالت به نام نمايندگي، توسط زوجه مدارك طلاق به مركز ارسال و نزد روحاني مأذون از قوه قضائيه به موضوع رسيدگي و دستور ثبت داده مي شود و پس از آن نمايندگي نسبت به ثبت طلاق اقدام مي كند.
۵- چنانچه زوج يا زوجه منفرداً حكم طلاق خارجي بگيرند، قابل ثبت در نمايندگي نبوده و بايستي در دادگاه خانواده در داخل كشور تنفيذ و ثبت گردد

منبع : سایت ایران امروز

Friday, August 31, 2007

تئاتر در "ژاپن" و شباهت هاي آن با هنرهاي نمايشي ايراني

تئاتر در "ژاپن" و شباهت هاي آن با هنرهاي نمايشي ايراني

تنوع گونه‌هاي جذاب نمايشي ژاپن شامل « كيوگن»، «كابوكي»، « نو» و ... همچنين شباهت تئاتر اين كشور با هنرهاي نمايشي ايراني به لحاظ ارتباط نمايش با آيين، فرهنگ و مذهب از عمده‌ترين دلايل بررسي هنر نمايش در كشور ژاپن توسط بخش تحقيق و گزارش‌هاي هنري ايسنا، به شمار مي‌رود

پيدايش تئاتر سنتي ژاپن به 600 سال پيش يا بيشتر برمي گردد كه با حركاتي آييني و رقص‌گونه همراه بوده است. اين تئاتر در ادامه توسعه يافته و به تئاتر «زئامي» منتهي شده است

«زئامي» بنيان‌گذار نمايش «نو» تلفيقي بين ماسك، بازي، حركتهاي صورت و بازيهاي سنتي ژاپن ايجاد مي‌كند و به اين صورت تئاتر سنتي ژاپن را به اين تئاتر« نو» تغيير مي‌دهد

تئاتر« نو» نيز با بهره‌گيري از رقص و آواز در محوطه‌اي كوچك اجرا مي‌شده است. نمايش «نو» عموما داراي مضامين پيچيده و فلسفي است مراقبين صحنه وبازيگران مقابل ديد تماشاگران بايد وسايل و ابزارهاي نمايش «نو» را به روي صحنه آورده و يا جابجا كنند

«زآمي» بنيان‌گذار«نو» در ابتدا با خلق صورتك‌هايي با نگاه تهي از هر گونه بيان و حالت، تاكيداتش بر حركات بدن بازيگران بود. در اين گونه نمايشي عموما يك بازيگر و رقصنده روي صحنه بود كه به وي « شيته» مي‌گفتند و عموما همسرايان يا راويان جاي او حرف مي‌زدند

اما « كابوكي» نيز نوع ديگر نمايش سنتي ژاپن مختص طبقات فرا دست جامعه بوده و ارباب يا سامورايي‌ها نقش‌هاي اصلي آن بودند. كابوكي از اوايل قرن 17 ميلادي آغاز شده اما هنوز جايگاه خود را به عنوان يك هنر نمايش اصلي و مبتني بر حركات زيبايي‌شناسانه حفظ كرده است

اين نوع نمايش به نحوي با مساله زنان (زن - مادر) ارتباط دارد و حتي اگر زن محور اساسي قصه نباشد، همواره يك زن در پيشبرد قصه و انگيزه اعمال شخصيت‌هاي آن نقش اساسي دارد و جالب آنكه در نمايش كابويي هيچ بازيگر زني به ايفاي نقش نمي‌پردازد و بازيگران مردي كه « اوناگاتا» ناميده مي‌شوند درآن بازي مي‌كنند

تئاتر شرق پر است از رمز و نشانگان فرامتني كه ريشه در اساطير و تفكرات آييني - مذهبي دارد كه وسوسه شناخت و يادگيري و در نهايت روش‌مند ساختن اين اشكال در كاربرد روز صحنه‌اي در تئاتر ما نيز كه پيوندي ديرين در نوع نگاه به مقوله فرهنگ، هنر و دين و آيين دارد، داراي اهميت ويژه و خاصي است

در اين ميان تئاتر ژاپن شايد متنوع‌ترين، پيچيده‌ترين و جذاب‌ترين گونه‌هاي نمايشي، سنتي و آييني را با نگاهي اساطيري و معنا شناسانه، باستاني و ارگانيك خاصه در شكل و زيبايي شناسي صحنه به خود اختصاص داده است از ديگر گونه‌هاي رايج و مشهور نمايش‌هاي ژاپني مي‌توان به « گاگاكو» (رقص‌هاي آييني باستاني)، نمايش‌هاي «نو» ، «كيوگن»، « بن راكو» و «كابوكي» اشاره كرد

شباهت‌هاي آشكاري بين نمايش‌هاي « كابوكي» و «نو» وجود دارد كه شرح جزئيات انواع گونه‌هاي نمايش ژاپن در اين مجال ميسر نيست اما آنچه اهميت درخور توجه‌اي دارد، وجود نوعي حركت دوار و چرخشي در اغلب گونه‌هاي نمايشي ژاپني است، يعني همواره يك تكرار و چرخش در نمايشهاي ژاپني وجود دارد كه به نوعي ريشه در مفهوم تناسخ دارد و اين امر آنچه را كه در طول قرون متمادي همواره به اشتباه تكرار مي‌شود را به نمايش مي‌گذارد

تئاتر سنتي ژاپن پايه اسطوره‌ها و افسانه‌هاي قديمي دارد ولي در قرون اخير كارگردانان ژاپني با ارتباط موثري كه با نمايشنامه‌هاي يونان و بهره‌گيري از آثار كلاسيك داشته‌اند، پلي بين دو فرنگ شرق و غرب بوجود آورده‌اند

Tuesday, August 28, 2007

Iranians in Japan

Iranians in Japan (在日イラン人, Zainichi Iranjin?) form Japan's fifth-largest community of immigrants from a Muslim-majority nation. As of 2000, Japanese government figures recorded the population of legal Iranian residents at 6,167 individuals, with a further 5,821 estimated to be residing in the country illegally.[2][3]

Migration history

The number of Iranians in Japan began to expand significantly in 1988, after the cessation of hostilities in the Iran-Iraq War. Demobilized Iranian soldiers became involved in shuttle trade, buying electronics in Tokyo and smuggling them back to Iran to sell at high prices; due to a mutual visa exemption agreement between Japan and Iran, concluded in 1974, they were able to enter and exit Japan freely. As word spread about the favourable economic conditions in Japan, increasing number of Iranians took advantage of the visa-free agreement to find jobs and settle in Japan; they were attracted by wages which remained high compared to Iran even after the 1990 bursting of the Japanese asset price bubble, and relatively lax enforcement of immigration policy.[4][5] In those days, Iran Air had only one flight per week going to Tokyo; during the peak period, prospective migrants had to book their tickets several years in advance.[6] However, in 1992, prompted by worsening economic conditions, Japan terminated the visa-free agreement with Iran, and began serious efforts to deport illegal overstayers. Though small numbers of Iranians turned to people smugglers to gain entrance to Japan, the total size of the Iranian population in Japan would shrink dramatically over the following decade, as the number of new migrants remained small compared to the number of deportations.[7]

Demographics and distribution

Iranians in Japan reside mostly in the Greater Tokyo Area; 79% of legal Iranian residents are registered in the Kantō region, with 1,464 in Tokyo itself, 798 in Kanagawa, 740 in Chiba, 701 in Saitama, 472 in Ibaraki, 387 in Gunma, and 352 in Tochigi. A further 6% can be found in the Chūkyō Metropolitan Area, with 255 in Aichi, 72 in Mie, and 62 in Gifu; the others are scattered throughout the rest of the country in small numbers.[8] 2,191 hold permanent residency visas, 195 are international students, and 2,858 hold short-term traineeship or employment visas, while the remainder hold other kinds of visas.[9] Iranians used to form Japan's largest population of illegal immigrants, with an estimated peak of 32,994 individuals in 1992 (based on cumulative analysis of entrance statistics), but due to aggressive deportations, that number fell by over 82% to just 5,821 in 2000.[10]

Like other labour migrants from Muslim countries, most Iranians in Japan are middle-aged; 76% are between 30 and 40 years old, while only 6% are younger than 20 and less than 3% are older than 50.[11] The overwhelming majority are male; most were single, in their 20s or 30s, and had never travelled abroad before at the time of their migration, and even the married ones typically came unaccompanied by family members. Most were urban residents in Iran prior to their migration; many came from the same neighbourhoods of southern Tehran. Both Persian-speakers and speakers of Turkic languages are represented among migrants.[12] Iranian migrants to Japan were less educated compared to other Muslim groups, such as Bangladeshis; less than 2% of one sample of 120 former Iranian migrants in Japan who had returned to Iran had any university or college education; 73.1% had terminated their education at the pre-tertiary level. While in Japan, they remitted an average of US$712/month.[13] Most worked in the construction industry; after the bursting of the bubble decreased opportunities for this kind of work, many became itinerant vendors near train stations; they became especially well-known and often stereotyped for selling illegal telephone cards.[14]

Community spaces

Initially, public parks served as the most important gathering points for the Iranian community; Ueno Park and Yoyogi Park were the most commonly frequented by Iranian migrants. Many set up small stands selling imported Iranian products; Japanese and Iranian brokers also could often be found in the park, helping new arrivals find jobs in exchange for a fee. However, complaints from neighbours and negative media coverage of illegal drug and fake telephone card sales in the parks resulted in an increased police presence in the parks; immigration officers also began to conduct regular sweeps of the parks in order to find and arrest individuals lacking proper documentation. Iranians themselves increasingly avoided the parks, hoping to avoid being stereotyped and lumped together with the so-called "bad Iranians" who assembled there regularly. As a result, the importance of public parks in the Iranian community declined.[15]

With the parks effectively closed off to communal gatherings, mosques began to take over some of the same functions. As in Iran itself, most Iranians in Japan are followers of Shia Islam. In the early days of their migration, Iranian migrants lacked the funds to establish their own mosque; as a result, they often used the prayer facilities at the Iranian embassy in Tokyo. Later, they established a mosque in Kodenma-chō, Chūō-ku; the management board was dominated by Iranians, but also had representatives of other nationalities. The mosque also serves as a community gathering point on non-Islamic holidays, especially Nowruz.[16]

Return to Iran

Due to their inability to legalise their visa situation, 95% of Iranian migrants to Japan eventually returned to Iran; only a few, typically those who married Japanese citizens or found an employer who could sponsor their visa application, were able to stay. Unlike return migrants to traditional labour-exporting countries, most Iranians who return home from Japan find that they have no further opportunities to go abroad in search of higher wages in order to maintain their increased living standards or save more money.[17] Iranian migrants stayed in Japan for an average of four years before returning home, during which time they remitted US$33,680. Most used that money to purchase their own dwellings in Iran, or to start their own businesses.[18] The money earned while abroad contributed significantly to social mobility; 57% of one sample of 120 returnees were able to use their savings to start their own businesses and become self-employed, whereas they had been working in unskilled positions in others' businesses or as farmers before their migration.[19]

Notes

  1. ^ Sakurai 2003: 19
  2. ^ Sakurai 2003: 33
  3. ^ Sakurai 2003: 41
  4. ^ Sakurai 2003: 87-89
  5. ^ Ministry of Foreign Affairs 1992: III.6.2.4
  6. ^ Morita 2003: 160
  7. ^ Higuchi 2007: 2-3
  8. ^ Sakurai 2003: 45
  9. ^ Sakurai 2003: 33
  10. ^ Sakurai 2003: 41
  11. ^ Sakurai 2003: 43
  12. ^ Morita 2003: 160
  13. ^ Higuchi 2007: 6-7
  14. ^ Mousavi 1996
  15. ^ Morita 2003: 161-162
  16. ^ Sakurai 155-159
  17. ^ Higuchi 2007: 4
  18. ^ Higuchi 2007: 7-8
  19. ^ Higuchi 2007: 9

Sources

پیشینه روابط ایران و ژاپن

پیشینه روابط ایران و ژاپن

پیشینه روابط ایران و ژاپن به دوران باستان میرسد، در عهدی که ساکنان دو سرزمین، از طریق جاده ابریشم به تجارت و داد و ستد و نیز تبادل فرهنگ قومی، آداب و رسوم و دانش و فن زمان خود میپرداختند. افسانه و افسون ژاپن و معجزه صنعتی آن کشور در قرن اخیر و مهمتر از آن تلفیق سنت و نوگرایی و حراست از ارزشهای ملی همواره مورد توجه مردم ایران بوده است. عصر می جی که در پی دویست سال انزوا، با گشودن دروازههای ژاپن به جهان خارج آغاز گردید، به رنسانس اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عمیقی در آن کشور انجامید. از این رو تحولات شگرف ژاپن، بنیانهای اصیل جامعه ژاپن را چنان استحکامی بخشید که چالشهای عظیم ناشی از منازعات منطقهای و بینالمللی نتوانست موجب اضمحلال آن کشور گردد. ملت ژاپن، هر بار، در سایه وحدت ملی، وجد و جهد، توانسته است از خاکستر ویرانه ها دوباره سر برآورد و دنیایی نو را به پا دارد. ایران با تمدنی کهن و فرهنگی درخشان و پر آوازه نیز دوران پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است و به رغم تاخت و تازهای بنیان کن، همواره از آزمونهای تاریخی، سربلند بیرون آمده و سیر تکاملی خود را پیموده است. در عرصه شکلگیری تمدن بشری، فرهنگ و ادب ایران زمین و تمدن غنی ایرانی اسلامی، همواره نقش به سزایی را ایفا نموده است. با چنان پیشینههایی، دو کشور ایران و ژاپن طی چهل سال اخیر، به ویژه در زمینههای صنعت و تجارت به ایجاد و توسعه روابط پرداختهاند. لکن دگرگونیهای جهانی و بعضاً بازیگریهای سیاسی، افت و خیزهایی را در روابط فی مابین موجب گردیده است

اینک دو ملت بزرگ ایران و ژاپن در دو سوی آسیا با تکیه بر سوابق دیرین و مشترکات امروزین، شایستگی بسط و گسترش روابط همه جانبه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی فی ما بین را بر پایه دوستی و برادری سزاوارند


برگرفته از

http://www.iran-japan.com/asasname.aspx#0

دانش‌آموزان‌ ژاپني از زندگي‌ در مدرسه‌ راضي‌ نيستند

دانش‌آموزان‌ ژاپني از زندگي‌ در مدرسه‌ راضي‌ نيستند

ارسال كننده : ابوالفضل بختياري

1386/3/28

بسياري‌ از دانش‌آموزان‌ ژاپني همچنان از زندگي‌ در مدرسه‌ راضي‌ نيستند. اين پديده ‌در حالي به چشم مي‌خورد كه نخست وزیر ژاپن، شورایی را مسول بازبینی مشکلات آموزش مدارس کرده است

عليرغم تغيير برنامه درسی ملی، تعطيلی شنبه‌ها و کاهش ساعات کار مدارس، افزايش دروس اختياری و ارایه فرصت های يادگيری تلفيقی که از سال تحصیلی 2002 به اجرا درآمد، بسياري‌ از دانش‌آموزان‌ ژاپني همچنان از زندگي‌ در مدرسه‌ راضي‌ نيستند و ميان‌ ميزان‌ رضايت‌ دانش‌آموزان‌ از زندگي‌ در مدرسه‌ با افزايش‌ سنوات‌ تحصيلي‌ آن‏ها همچنان رابطه‏‌ معكوس‌ وجود دارد.

پژوهش ها نشان می‌دهد که علاقه دانش آموزان ژاپنی تقريباً در همه دروس از پايه چهارم ابتدايی نسبت به سال سوم دوره اول دبيرستان (پايه نهم) تغيير کرده است و کاهش زيادی را نشان می‌دهد. برای مثال مطابق پژوهش وزارت آموزش و علوم ژاپن در سال 2005 ، به ترتيب 75، 69، 54،46، و 64 درصد دانش آموزان پايه چهارم ابتدايی گفته‌اند که درس‌های علوم، رياضيات، زبان ژاپنی، مطالعات اجتماعی و مطالعات تلفيقی را دوست دارند. در حالی که اين ارقام برای دانش آموزان سال سوم دوره اول دبيرستان (پايه نهم) به ترتيب به 52، 36، 29، 37، و 51 کاهش يافته است.
جامعه ژاپن با تحلیل نتایج آزمون‌های بین‌المللی تیمز و پیسا به سرعت به استانداردهای تازه برنامه درسی ملی که از سال 2002 به اجرا درآمده است، واکنش نشان داده است و رسانه‌های گروهی خواستار بازاندیشی در برنامه درسی مدارس شده اند. دولت تا حدود زیادی تحت فشار قرار گرفته تا دست کم در ساعات آموزش مدارس بازنگری کند. شورای باز اندیشی در برنامه درسی ملی با حضور صاحب نظرانی از دانشگاه ها، صنعت، کارگزاران دولت و نمایندگانی از معلمان و مدیران آموزشی تشکیل شد.

به علاوه پژوهش‌های ملی تازه‌ای برای بازبینی عمل کارگزاران آموزشی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و روند اجرای استانداردهای تازه برنامه درسی ملی طراحی و به اجرا در آمد. اگرچه نتایج این پژوهش‌ها نشان داد که نگرانی زیادی درباره کیفیت آموزشی و سطح تحصیلی دانش آموزان نسبت به گذشته و در مقیاس جهانی وجود ندارد، ولی نخست وزیر تازه ژاپن شینزو آبه‌ که از سپتامبر 2006 به این سمت برگزیده شده است، در اولین اقدام، شورایی را مسول بازبینی اجرای برنامه درسی ملی و مشکلات آموزش مدارس کرد. این شورا، در اولین گزارش خود به نخست وزیر در ژانویه 2007، خواهان تجدید نظر در استاندارهای برنامه درسی ملی شده است و به طور مشخص به دولت توصیه کرده است که بیش از پیش به پرورش حرفه‌ای معلمان توجه کند و افزایش ساعات کلاس درس در مدارس را در دستور کار خود قراردهد.
اگرچه گزارش حاضر تا حدود زیادی به نقد برنامه درسی ملی که از سال 2002 به اجرا درآمد پرداخته است ولی این انتقادات به معنی رویگردانی ژاپنی ها از اجرای برنامه آموزشی مطالعات تلفیقی نیست. آنها بر این باورند که برنامه درسی ملی تحول مثبتی در فرایند بهسازی مناسبات پیچیده آموزش مدرسه ای به‌وجود آورده است و به ترویج رویکرد فرهنگی به آموزش یاری رسانده است. در عین حال راه طولانی برای طراحی و به کارگیری روش های موثر ارزشیابی پیامدهای سازنده استانداردهای تازه برنامه درسی وتبین عمومی آن وجود دارد. پژوهش های آموزشی بسیاری لازم است تا تأثیر استانداردهای تازه برنامه درسی ملی را در تربیت پنهان و پیدای دانش آموزان ژاپنی نشان دهد و امکان قضاوت درستی از اجرای رویکرد تربیتی به آموزش به دست دهد. برای مثال کاوشی تجربی و بین المللی لازم است تا نشان دهد که آیا میان ساعات آموزش مدرسه ای با موفقیت تحصیلی دانش آموزان ارتباط وجود دارد، و چرا دانش آموزان فنلاندی علارغم ساعات آموزش مدرسه ای کمتردر آزمون بین المللی پیسا ازهمتایان ژاپنی خود بازده بهترداشته اند.