Tuesday, March 28, 2017
Sunday, March 26, 2017
سیانان: ژاپن و میوههای لوکس/ طالبی 27 هزار دلاری! + عکس
به گزارش العالم وبسایت شبکه سیانان در گزارشی نوشت: اگر به پنجرههایش نگاهی بیندازید، تصور میکنید با مکان فروش جواهرآلات روبرو هستید. اما یک نگاه به درون جعبههای شیشهای درخشان در فروشگاههای «سمبیکیا» در توکیو شما را با گنجهای گرانبهایی از یک نوع دیگر مواجه میکند
از هندوانههایی به شکل قلب گرفته تا انگورهای «روبی رومن» که دانههایی به اندازه توپ تنیس روی میز دارند، تخصص این فروشگاه عرضه میوههایی خوشطعم است که با قیمتهایشان، اشک را در چشمان شما جاری میکنند
البته میوههای گران و دارای اشکالی جالب، مختص فروشگاههای «سمبیکیا» نیست. این محثولات در ژاپن معمولاً در حراجیها به قیمت دهها هزار دلار فروخته میشوند. در سال 2016، یک جفت طالبی برتر هوکایدو به قیمت 27240 دلار به فروش رسید که یک رکورد محسوب میشود
به گفته «سویون شیم،» رئیس مدرسه بومشناسی مردم در دانشگاه ویسکانسین، در فرهنگ آسیایی و به خصوص در جامعه ژاپن، رفتار مردم با میوهجات متفاوت است. خرید و مصرف میوه با رسوم اجتماعی و فرهنگی پیوند خورده است. به گفته وی، میوه فقط بخش مهمی از رژیم غذایی آنها نیست؛ بلکه – مهمتر از آن – میوه یک کالای لوکس محسوب میشود و یکی از اجزای حیاتی و سنتی در رسوم پیچیده هدیه دادن ژاپنیها به شمار میرود.
در ادامه این گزارش آمده است: به عمل آوردن محصولات برتر معمولاً به روشهایی دقیق و تلاش فراوان نیازمند است که کشاورزان ژاپنی آنها را توسعه دادهاند. برای مثال، تولید «توتفرنگی شاهدخت زیبا» بسیار دشوار است
«آکودا نیچیو،» کشاورزی که این توتفرنگیها را تولید میکند میگوید برای رسیدن به این شکل جذاب، 15 سال وقت صرف کرده است. هر یک از این توتفرنگیها به اندازه توپ تنیس است و حدود 4395 دلار فروخته میشود. تولید هر یک از آنها 45 روز زمان میبرد. «نیچیو» راز تولید آنها را فاش نمیکند؛ چرا که نگران است سایرین بلافاصله از او تقلید کنند. او هر سال تنها حدود 500 توتفرنگی ویژه تولید میکند
"کمیابی" هم تاکتیکی است که تولیدکنندگان انگور «روبی رومن» در ژاپن از آن بهره میبرند. سالانه تنها 2400 خوشه از این میوههای سرخرنگ عرضه میشود. این انگورهای یاقوتی و لوکس، درشت و قرمزرنگ هستند و – مانند جواهری که به آن شبیه هستند -- ساختار یاقوت را در ذهن تداعی میکنند.
انگورهای «روبی رومن» نخستین بار در سال 2008 عرضه شد و هماکنون هر خوشه از آن میتواند بهایی حدود 880 دلار داشته باشد؛ گرچه این قیمت معمولاً بسیار بالاتر هم میرود
سال گذشته یک فروشگاه بزرگ در جنوبغربی ژاپن برای بخشی از نخستین برداشتِ انگور «روبی رومن،» در یک حراجی 9700 دلار پرداخت کرد. خرید این فروشگاه تنها از 30 دانه انگور تشکیل میشد؛ یعنی هر دانه انگور به بهای حدود 320 دلار به فروش رسید
در ادامه این مطلب آمده است: پس چرا مصرفکنندگان ژاپنی مایلند هزینههای گزافی برای خرید میوه بپردازند؟
بر خلاف بسیاری از فرهنگهای غربی که سیب و پرتقال را به دلیل ارزش غذاییشان میستایند، ژاپنیها برای میوه ارزشی روحانی قائل میشوند و معمولاً آن را به «خدایان» در معابد هدیه میدهند. به همین دلیل، میوههای برتر نمادی از احترام با خود به همراه دارند
به گفته سویون شیم، مردم این میوههای گرانقیمت را خریداری میکنند تا نشان دهند هدیههایشان تا چه اندازه برای دریافتکنندگان، برای موقعیتهای خاص و یا برای فردی که از اهمیت اجتماعی برخوردار است (مانند رئیس شما)، خاص هستند
گفته میشود ژاپنیها با چشمانشان میخورند. به همین دلیل، بستهبندی و ظرف میوههای گرانقیمت، به اندازه محتویات درون آن پیچیده و جذاب است
از هندوانههایی به شکل قلب گرفته تا انگورهای «روبی رومن» که دانههایی به اندازه توپ تنیس روی میز دارند، تخصص این فروشگاه عرضه میوههایی خوشطعم است که با قیمتهایشان، اشک را در چشمان شما جاری میکنند
البته میوههای گران و دارای اشکالی جالب، مختص فروشگاههای «سمبیکیا» نیست. این محثولات در ژاپن معمولاً در حراجیها به قیمت دهها هزار دلار فروخته میشوند. در سال 2016، یک جفت طالبی برتر هوکایدو به قیمت 27240 دلار به فروش رسید که یک رکورد محسوب میشود
به گفته «سویون شیم،» رئیس مدرسه بومشناسی مردم در دانشگاه ویسکانسین، در فرهنگ آسیایی و به خصوص در جامعه ژاپن، رفتار مردم با میوهجات متفاوت است. خرید و مصرف میوه با رسوم اجتماعی و فرهنگی پیوند خورده است. به گفته وی، میوه فقط بخش مهمی از رژیم غذایی آنها نیست؛ بلکه – مهمتر از آن – میوه یک کالای لوکس محسوب میشود و یکی از اجزای حیاتی و سنتی در رسوم پیچیده هدیه دادن ژاپنیها به شمار میرود.
در ادامه این گزارش آمده است: به عمل آوردن محصولات برتر معمولاً به روشهایی دقیق و تلاش فراوان نیازمند است که کشاورزان ژاپنی آنها را توسعه دادهاند. برای مثال، تولید «توتفرنگی شاهدخت زیبا» بسیار دشوار است
«آکودا نیچیو،» کشاورزی که این توتفرنگیها را تولید میکند میگوید برای رسیدن به این شکل جذاب، 15 سال وقت صرف کرده است. هر یک از این توتفرنگیها به اندازه توپ تنیس است و حدود 4395 دلار فروخته میشود. تولید هر یک از آنها 45 روز زمان میبرد. «نیچیو» راز تولید آنها را فاش نمیکند؛ چرا که نگران است سایرین بلافاصله از او تقلید کنند. او هر سال تنها حدود 500 توتفرنگی ویژه تولید میکند
"کمیابی" هم تاکتیکی است که تولیدکنندگان انگور «روبی رومن» در ژاپن از آن بهره میبرند. سالانه تنها 2400 خوشه از این میوههای سرخرنگ عرضه میشود. این انگورهای یاقوتی و لوکس، درشت و قرمزرنگ هستند و – مانند جواهری که به آن شبیه هستند -- ساختار یاقوت را در ذهن تداعی میکنند.
انگورهای «روبی رومن» نخستین بار در سال 2008 عرضه شد و هماکنون هر خوشه از آن میتواند بهایی حدود 880 دلار داشته باشد؛ گرچه این قیمت معمولاً بسیار بالاتر هم میرود
سال گذشته یک فروشگاه بزرگ در جنوبغربی ژاپن برای بخشی از نخستین برداشتِ انگور «روبی رومن،» در یک حراجی 9700 دلار پرداخت کرد. خرید این فروشگاه تنها از 30 دانه انگور تشکیل میشد؛ یعنی هر دانه انگور به بهای حدود 320 دلار به فروش رسید
در ادامه این مطلب آمده است: پس چرا مصرفکنندگان ژاپنی مایلند هزینههای گزافی برای خرید میوه بپردازند؟
بر خلاف بسیاری از فرهنگهای غربی که سیب و پرتقال را به دلیل ارزش غذاییشان میستایند، ژاپنیها برای میوه ارزشی روحانی قائل میشوند و معمولاً آن را به «خدایان» در معابد هدیه میدهند. به همین دلیل، میوههای برتر نمادی از احترام با خود به همراه دارند
به گفته سویون شیم، مردم این میوههای گرانقیمت را خریداری میکنند تا نشان دهند هدیههایشان تا چه اندازه برای دریافتکنندگان، برای موقعیتهای خاص و یا برای فردی که از اهمیت اجتماعی برخوردار است (مانند رئیس شما)، خاص هستند
گفته میشود ژاپنیها با چشمانشان میخورند. به همین دلیل، بستهبندی و ظرف میوههای گرانقیمت، به اندازه محتویات درون آن پیچیده و جذاب است
- ژاپن به طور کلی یک جامعه متکی به پرداخت پول نقد میباشد و خرید و فروش و معاملات عمدتا با پول جاری این کشور "ین" انجام می شود. البته کارت های اعتباری نیز در بسیاری جاها مورد پذیرش می باشد. تبدیل دلار وارزهای خارجی به ین تنها در بانکها و هتل های بزرگ این کشور انجام می پذیرد. سیستم غیر مجاز وجود ندارد. توصیه می شود قبل از انجام هرگونه معامله، پول جاری این کشور را در اختیار داشته باشید. کارتهای اعتباری بین المللی در هتل های بزرگ، فروشگاه و رستوران های ژاپنی پپذیرفته می شود؛ همچنین جهت تبدیل دلاربهتر است همراه با گذرنامه به بانک ها مراجعه نموده و رسید رسمی دریافت نمایید. اضافه می نماید بانک های ژاپنی در ایام هفته در روزهای دوشنبه لغایت جمعه تا ساعت 3 بعداز ظهر فعالیت دارند.
- سفر به سراسر ژاپن نسبتا سهل و آسان و میسر ولی گران است . تاکسی عموما امن ودر دسترس میباشد وضع جاده ها به لحاظ ساختاری و ایمنی، مطلوب و فاقد هرگونه مشکل و ناامنی است. هرچند هزینه بالای تاکسی و یا اتوبان ها را نمی توان نادیده گرفت.
- علاوه بر گواهینامه داشتن بیمه برای رانندگی دراین کشور الزامی میباشد.
- شبکه ملی راه آهن کار آمد، مطمئن و امن و نسبت به دیگر وسال نقلیه ارزان و مناسب است توصیه می گردد برای سفر به دیگر شهرهای این کشور از قطار سریع السیر استفاده شود.
- ژاپن دریک منطقه زلزله خیز واقع شده است و در فصولی از سالها گردبادهای طولانی مشکلاتی را برای مردم بوجود می آورد. در مواقع اضطراری، خواه زلزله و یا طوفان، پیروی از قوانین و دستورات ایمنی الزامی است. ژاپن یکی از زلزله خیزترین مناطق جهان است که هر ساله احتمال وقوع زلزله با ریشتر بالا و قدرت تخریبی فراوان در این کشور انتظار می رود. اخیرا شرکت بیمه مونیخ در گزارشی که جهت طرح در کنفرانس بین المللی مقابله با بلایای طبیعی به سازمان ملل ارائه نموده است، توکیو و یوکوهاما در میان شهرهای بزرگ از نظر میزان خطر وقوع حوادث طبیعی نظیر زلزله، آتش نشان، طوفان، سیل و ... با 710 امتیاز مخاطره آمیزترین شهرهای جهان معرفی نموده و این درحالیست که شهر سانفرانسیسکو در آمریکا با 167 امتیاز در مقام بعدی قرار دارد.
- ژاپن دارای آب و هوای متنوع و اقیانوسی است؛ در زمستان نواحی واقع در کنار دریا با بارش برف همراه بوده و در حاشیه اقیانوس آرام هوای نسبتا ملایم است. این کشور همه ساله هنگام فرا رسیدن پائیز با طوفانهای موسمی مواجه است
- درصورت تمایل برای به همراه داشتن وسائل برقی توجه داشته باشید که برق ژاپن 100 ولت است.
- زبان مردم ژاپن، ژاپنی است و زبان های خارجی بویژه زبان انگلیسی علیرغم پیشرفت های صنعتی این کشور رواج چندانی ندارد. بنابراین رانندگان تاکسی، پلیس و مقامات بیمارستان قادر به تکلم به زبان انگلیسی نمی باشند. لذا همراه داشتن مترجم یا فرهنگ لغت فارسی، حاوی عبارات روزمره ژاپنی الزامی است.
- در فرودگاه ها و اداره مهاجرت مترجم حضور دارد ضمن رعایت احتیاط، دقت و هوشیاری می توانید از کمک آنها صرفا به عنوان مترجم استفاده کنید.
- چنانچه به قصد تجارت، به این کشور سفر می کنید بدانید که بیشتر تجار نمی توانند به زبان انگلیسی صحبت کنند؛ همچنین نظم و انضباط، پوشش لباس رسمی، همراه داشتن کارت ویزیت و دادن هدیه به طرف مقابل در ملاقات ها و خصوصا در اولین برخورد خیلی مهم است.
- در ژاپن مشتری از ارزش و احترام بالا برخوردار است و تمام فروشگاه های این کشور مجهز به دوربین مدار بسته است. برای هرگونه خرید به شما رسید داده می شود. درخصوص خرید ازفروشگاههای بزرگ این کشور توصیه میگردد تا هنگام خروج نهایی از فروشگاه، رسید خرید را دراختیار داشته باشید تا درصورت کنترل امنیتی و تقاضای رسید بتوانید آن را در اختیار مأمورین فروشگاه قرار دهید.
- چنانچه در این کشور دچار حوادثی مثل سرقت پول یا مدارک مسافرتی شدید، ضروری است قبل از هر کار موضوع را به اطلاع پلیس محل برسانید و گزارش پلیس را در این رابطه دریافت نمائید. بدیهی است گزارش رسمی پلیس، به شما امکان خواهد داد موضوع را در نهاد های مربوطه به نحو موثرتری پیگیری نمائید.
- مسافران خارجی در سفر به ژاپن می توانند در فروشگاه هایی که مالیاتی به خرید تعلق نمی گیرد با ارائه گذرنامه مشروط بر اینکه از زمان ورود فرد به ژاپن بیش از شش ماه نگذشته باشد تا بیش از ده هزار ین بدون پرداخت مالیات خرید نمایند.
اساسنامه ﮐانوﻥ دانش ﺁموختگاﻥ مونبوﮐاگاﻛوشو(ﺩر اﯾران)
ماﺩﻩ 1 تعرﻳف:
مادﻩ 2 اهدﺍﻑ ﮐانون:
- ارتقاء سطح همکاﺭیهای علمی ﻭ تخصصی دو ﻛشوﺭ با استفادﻩ ﺍﺯ ظرفیت های موجود
- ﺍﯾجاﺩ ﻭ گسترﺵ ﺍﺭتباطاﺕ فرهنگی ﺩﻭ ﮐشور
- استفادﻩ ﺍﺯ امکاناﺕ نهادهای فرهنگی، علمی، آموزشی ﻭ صنعتی در ﮐشوﺭ
- اﯾجاﺩ ﺍﺭتباﻁ مستمر ﻭ تباﺩﻝ تجربیاﺕ بین اعضاء
مادﻩ 3 فعالیتهای ﮐانوﻥ:
- تهیه بانک اطلاعاتی دانش آموختگاﻥ اﯾرانی بورﺭسیه مونبوﻛاگاﻛوشو
- برگزاری جلساﺕ ﻭ سمیناﺭهای موﺭﺩ نیاﺯ
- تهیه ﻭ انتشاﺭ خبرنامه
- ارﺍئه خدماﺕ مشاوره ای به نهاﺩها ﻭ شرﮐتهای اﯾرانی ﺩر ﺯمینه های مختلف ﻭ همچنین علاقمندﺍﻥ به تحصیل در ژاپن
- ارائه آموزشهای علمی فرهنگی مرتبط با علم ﻭ فناوری ﻭ فرهنگ
- تلاش در جهت تأسیس ﻭ ﺭاﻩ اندازی مراﻛز فرهنگی، پژوهشی ﻭ آموزشی با حماﯾت ﺩﻭ ﻛشوﺭ
- همکاری ﺩﺭ انتخاﺏ هرچه بهتر بورسیه های مونبوﻛاگاﻛوشو
- تلاﺵ ﺩﺭ جهت گسترﺵ آموزش زبانهای ژاپنی ﻭ فارسی ﺩﺭ دﻭ ﻛشوﺭ
- تلاﺵ ﺩﺭ جذﺏ ﮐمک ها ﻭ منابع مالی مجاﺯ دﺭ قالب مقررﺍﺕ ﮐشوﺭ
ماﺩﻩ 4 هیأﺕ مؤسس ﻛانوﻥ:
- دﻛتر ﯾوسف حجت
- ﺩﻛتر ﻭحید احمدی
- دﻛتر ﺭضا ﯾوسف
- دﻛتر فرهاﺩ جوانمردی
- ﺩﻛتر نعمت حسنی
- ﺩﻛتر عبدﺍلرﺯﺍﻕ کعبی نژﺍﺩﻳاﻥ
ماﺩﻩ 5 شورﺍی مدﻳرﻳت ﮐانوﻥ:
- ﺩﻭ نفر به معرفی انجمن دﻭستی
- دونفر به معرفی ﺍنجمن فارﻍ التحصیلاﻥ
- ﻳﻚ نفر با توافق ﺩﻭ انجمن
- تبصره ها:
- اعضاء شوﺭای مدﯾرﯾت برای ﺩﻭ ساﻝ تعیین میشوند ﻛه تمدﯾد ﺁﻥ برای ﺩﻭﺭه های بعد بلامانع است.
- ﺩﻭ انجمن میتوانند اعضای معرفی شدﻩ ﺍز جانب خوﺩ ﺭا تغییر ﺩهند.
- اعضای شوﺭای مدیریت ﺍﺯ میاﻥ خوﺩ دبیر ﮐانوﻥ، نائب رئیس ﻭ منشی ﺭﺍ انتخاﺏ خواهند ﻛرﺩ.
ماﺩﻩ 6 شرﺍﻳط عضوﯾت دﺭ ﮐانوﻥ:
ماﺩﻩ 7 آﺩﺭﺱ ﻛانوﻥ:
ماﺩﻩ 8 :
Tuesday, February 21, 2017
كم خوابى در ژاپن
هر سال 138 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور ضرر میزند
Thursday, May 19, 2011
مادر بزرگ در ژاپن
بچه که بودم در محله نظام آباد که یکی از فقیر ترین محله های تهران است با پدر بزرگ و مادر بزرگ پدریم زندگی می کردم.
مدرسه دولتی می رفتم خیلی به خانه پدر بزرگم نزدیک بود.هر روز پای پیاده به مدرسه می رفتم وهر روز باید از کنار مسجدی که در محله بود عبور می کردم.پنج سال دوره دبستانم را در همین مسیر رفتم و بر گشتم.و در همین دوره بود که بیشترین سوالات و آرزوها در وجودم خلق می شدند و تنها پاسخگوی این اندیشه های کودکانه من مامان بود.
خانواده پدرم که من با آنها زندگی می کردم از نظر تعداد خانواده بزرگی بودند. پدر بزرگ و مادر بزرگم هفت بچه داشتند که پدر من پسر دوم آنها بود واکثر عمه ها وعموی من ازدواج کرده بودند و تمامی این فامیل بزرگ به مادر بزرگم آبیجی میگفتند تنها من بودم که او را مامان خطاب می کردم و او تنها حامی من در این سالهای تنهایی و بی کسی بود.
مامان یا همان آبیجی سواد نداشت ولی بشدت مذهبی بود هرگز نماز و روزه و مسجد رفتنش ترک نمی شد.من با او و آرزوهاش و نگاهش به دنیا و آخرت و مذهب رشد پیدا کردم.
یادم نیست، فکر می کنم کلاس سوم دبستان بود، معلم دینی در درسی به ما گفته بود که اسم دوازده امام را باید برای جلسه دیگر حفظ کنید وسر کلاس از شما سوال می کنم به خانه که رفتم هر چه تلاش کردم و خواندم نتوانستم حفظ کنم. رفتم پیش مامان و با گریه پرسیدم ، آخه من هرچی می خونم یاد نمیگیرم، گفت: چی را؟ گفتم اسامی این 12 امام را ، گفت: آخه این خاک بر سرها (این تنها کلمه بدی بود که وقتی خیلی عصبانی می شد به زبان می آورد).در این سن و سال از بچه ها چی می خواهند و شروع کرد به آموزش من. برای یاد گیری اسامی امامان گفت: اسم امام اول و دوم و سوم را که میدانی خیلی راحت است، گفتم بله ، گفت: خوب اسم امام چهارم را هم چون بیمار بوده میتونی به راحتی یاد بگیری ؟ گفتم خوبب آره و همینطور پیش رفت. یادمه به امام محمد باقر که رسید گفت: این امام را هم با غرش یادت بمونه. گفتم "غر" گفت: در رقص مگرغر نمیدن، خندیدم و یاد گرفتم و همینگونه گفت و من حفظ کردم. بیچاره خودش هم شاید همینگونه یاد گرفته بود.
یک روز به خانه آمدم و سریع رفتم پهلوش گفتم: مامان مامان جلو این مسجد محله مون کیسه های شن گذاشته اند و یک عالمه سرباز آنجا با تفنگ ایستاده اند و دوباره گفت: این خاک بر سرها حرمت خانه خدا را هم نگاه نمیدارن. نه سالم که شد از طرف مدیر دبستان به ما گفتند در این سال شما به سن بلوغ می رسید و جشن بلوغ برایتان گرفته ایم به والدین خود بگویید برای جشن بیایند و شما هم باید لباسی سفید مثل فرشته ها بپوشید . خانه رفتم به مامان گفتم دوباره آن کلمه را بکار برد و گفت: آخر شما که هنوز بچه هستید . گفتم بلوغ یعنی چی؟ گفت: نمی خواهد از الان این چیزها رو بدونی من خودم میایم با مدیرتان صحبت می کنم. بعد ها فهمیدم خود بیچاره اش در سن 13 سالگی ازدواج کرده بود و بعدها که من بزرگتر شدم تعریف کرد که آن روز با مدیر دبستان دعوای شدیدی کرده و گفته بود اینها که شما می گوید بلوغ مال قدیمای ما بوده که من را هم در سن 13 سالگی به خانه شوهر فرستادند. آلان قانون هست و این چرندیات را یاد دختر من ندهید.
این مادر بزرگ من با اینکه سواد نداشت ولی آن زمان هم میدانست که قانون در مملکت و مسائل شرعی دو چیز جداگانه است و من از او خیلی چیزها آموختم به معنی واقعی انسانهایی چون مادر بزرگ من در جامعه ایران هنوز هم هستند و با بی سوادی و یا کم سوادی درک می کنند که دین باید از قوانین کشور و در کل سیاست و قوانین اجتماعی جدا باشد. دین هر کس متعلق به قلب و رابطه اش با خدای خودش است.
بعد ها پس از گرفتن دیپلم، پدرم که در هند با یک خانم ژاپنی ازدواج کرده بود و در ژاپن زندگی می کرد از من خواست به ژاپن بروم و ادامه تحصیل بدهم. در سال 2007 میلادی و سال نو مسیحی پدرم از مادر بزرگ و پدر بزرگ دعوت کرد به توکیو و ژاپن بیایند. من در پوست خود نمیگنجیدم و خیلی خوشحال بودم. پیر مرد و پیر زن وارد توکیو شدند، پدر بزرگ اولین بار بود که به خارج از کشور صفر می کرد ولی مادر بزرگ چندین بار با من هند برای دیدن پدرم آمده بود و یک بار هم به سوریه و حج هم رفته بود. اولین باری بود که آنها وارد جهان آزاد و دمکراسی می شدند.واقعاٌ برایشان تعجب انگیز بود، همه چیز برایشان جالب بود، به دنیای دیگری وارد شده بودند، پدر بزرگ که عمری قرآن خوانده بود و نماز و روزه، در توکیو هم به دنبال قبله می گشت.که سر انجام پدرم جهت قبله را پیدا کرد و آنها نمازشان را در توکیو هم بر گزار کردند.
بعد از چند روز که مکانهای دیدنی و مردم ژاپن را دیدند، یک روز مامان از من پرسید دخترم اینها همه مسلمانند ، لبخندی زدم و کفتم ن مامان اینها نود در صدشان به هیچ چیزی باور ندارند، گفت: یعنی کافر هستند؟ گفتم نه آنطور که شما فکر میکنید؟ بهر حال با تعجب گفت: یک عمر بفکر بهشت در آن دنیابودیم ولی اینها که تو میگی کافر هم هستند بهشت را در همین دنیا برای خودشان ساخته اند. تنها مشکل مادر بزرگ در توکیو بالا رفتن از پله برقی ها و سفر با مترو بود.
در پایان امیدوارم واین آرزوی به تعویق افتاده من است که در این دنیای کوچک که اکنون از آن به عنوان دهکده جهانی یاد می کنیم بتوانیم همگی انسانها چه با دین یا بی دین در کنار هم با صلح و آرامش و احترام به هر گونه تفکری زندگی کنیم و در مسایل خصوصی مردم دخالت نکنیم واجازه بدیم پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و همه انسانها با آن اعتقادات پاکشان در خوشبختی زندگی کنند.
A .Balali








