Tuesday, March 28, 2017

روایتی از یاکوزاهای ایرانی در ژاپن و سراسر دنیا



پول، قدرت و شجاعت؛ باید این سه ویژگی را داشته باشی تا در باند عضو شوی. در ابتدا ساده به نظر می‌آید، اما عمل کردن به آن سخت است. اثبات این سه ویژگی برای اعضای گروه، تنها با خالکوبی‌های عجیب و انگشت‌های قطع‌شده امکان‌پذیر است
به گزارش ایسنا، روزنامه «شهروند» در ادامه می‌نویسد: این‌گونه است که شبکه‌ای بزرگ از مردانی با انگشتان قطع‌شده و خالکوبی‌های عجیب روی بدنشان که نماد شجاعت و قدرت است، تشکیل می‌شود. باندی به نام یاکوزاها؛ مافیای ژاپنی که در سراسر کشورهای دنیا رخنه کرده‌اند و فعالیت‌های خود را که بیشتر در زمینه مواد مخدر است، به صورت گسترده انجام می‌دهند
معمولا وقتی نام یاکوزا به میان می‌آید، همین بدن‌های خالکوبی‌شده و انگشت‌های قطع‌شده در ذهن‌ها تداعی می‌شود. بیشتر نسل قدیمی یاکوزاها به خالکوبی علاقه زیادی داشتند چون در قدیم خالکوبی سه مشخصه اصلی داشت، درد به نشانه شجاعت، پول به خاطر گرانی خالکوبی و طرد شدن از جامعه به دلیل این‌که خالکوبی چنین مفهومی را در جامعه آن روز ژاپن می‌‌رساند. قطع کردن انگشت هم ماجرای خودش را دارد. فرد حاضر می‌شود انگشت دستش که معمولا انگشت کوچک است را قطع کند. آن هم به دو دلیل؛ یا شخص کار اشتباهی انجام داده و برای این‌که داخل گروه بماند، قبول می‌کند که چنین کاری را انجام دهد که آن انگشت به «انگشت مرده» شهرت دارد یا ممکن است یاکوزایی به خاطر دوستش حاضر شود انگشتش را از دست بدهد که به آن انگشت «انگشت زنده» گفته می‌شود. به‌طورکلی نام یاکوزاها برای همه آشناست
یاکوزا به قرن ١٧ برمی‌گردد. پس از پایان یافتن جنگ داخلی و اتحاد ژاپن توسط شوگان تاکوگاوالیاسو در‌ سال ١٦٩٣ میلادی برنامه‌های او موجب پیدایش این گروه شد. گروهی که گویا در ژاپن کاملا آزادانه فعالیت می‌کنند و شبکه‌های خود را گسترش می‌دهند. وقتی می‌گوییم که این باند بزرگ در کشورهای مختلف دنیا رخنه کرده است، ایران نیز در این فهرست مستثنی نیست
از سال‌ها پیش بود که جوانان ایرانی برای به‌دست آوردن پول و سرمایه ژاپن را انتخاب کردند. جوانانی که سودای پولدار شدن را در سر داشتند و با کمی سرمایه رهسپار ژاپن شدند. آن‌جا بود که وسوسه ثروتمند شدن، آنها را جذب این گروه جنایی کرد تا جایی که حتی بیشتر ایرانی‌ها در مراتب سازمانی این گروه، به رتبه‌های ارشدی نیز رسیدند. همین شد که با بازگشت این جوانان فرهنگ یاکوزا هم به ایران رخنه کرد تا جایی که همین کشمکش آنها با پلیس هنوز هم تیتر اصلی رسانه‌هاست
ایرانی‌ها هم با ورود به این باند به یاکوزاهای ایرانی تبدیل شدند، انگشتان خود را قطع کردند و روی بدنشان هم خالکوبی کردند و کم‌کم باندهای بزرگی را در این زمینه تشکیل دادند. اعضای باند یاکوزاها برای انجام فعالیت‌های خود از هیچ جنایتی نمی‌گذرند. کافی است اشتباه کنی یا با آنها درگیر شوی، آن‌وقت است که یا کشته می‌شوی یا شکنجه؛ در این باند همه چیز با خطر و وحشت همراه است. درست است که نام آن با قاچاق مواد مخدر شناخته شده است ولی اعضای این باندها فعالیت‌های دیگری ازجمله زورگیری، شکنجه، سرقت و قتل را هم در کارنامه‌های تبهکاری خود ثبت می‌کنند
 قتل یاکوزای ایرانی در ژاپن
صبح روز پنجشنبه بود که آخرین عامل قتل یک یاکوزای ایرانی در ژاپن که در ایران زندگی مخفیانه‌ای تشکیل داده بود، دستگیر شد. ماجرا به ٨ ماه پیش برمی‌گردد. آن روز یک مرد ایرانی در ژاپن قربانی درگیری با اعضای باند یاکوزاها شد و به قتل رسید. ساعت ١٠ شب ٢٨ آذرماه بود که میلاد، مرد ایرانی در یکی از خیابان‌های شهر ناگویای ژاپن به‌طرز مشکوکی به قتل رسید. این مرد با ضربات چاقو به قتل رسیده بود و عاملان این قتل نیز متواری شده بودند. با حضور پلیس ژاپن در محل و بررسی موضوع مشخص شد که ٤ مرد ایرانی جلوی خودرو مقتول را گرفته و پس از متوقف کردن، وی را با ضربه‌های چاقو کشته‌اند.
این مردان پس از جنایت بلافاصله پا به فرار گذاشتند. با مشخص شدن این موضوع جسد به سردخانه منتقل شد و خانواده مقتول نیز در جریان ماجرا قرار گرفتند. از طرفی به دلیل فراری بودن عاملان جنايت، كارآگاهان پليس ژاپن جست‌وجوي خود را براي شناسايي و دستگيري آنها آغاز كردند. در ادامه تحقیقات تیم تجسس دریافتند که هر ٤ مرد قاتل مدتي قبل براي كار به كشور ژاپن سفر كرده بودند و ويزاي دایمي نداشتند. پس از جنايت هم مخفيگاه خود را ترك كرده بودند.
برادر میلاد در تحقیقات به ماموران گفت: «برادرم ٦‌سال پیش به کشور ژاپن رفت. او با دختری ژاپنی آشنا شد و تصمیم به ازدواج گرفت. برای همین در آن‌جا ماند و زندگی‌اش را در کشور ژاپن آغاز کرد. او زندگي خوبي داشت و در نمايشگاه خودرو پدر همسرش كار مي كرد، اما به‌طور ناگهانی دیروز شنیدم که او در جريان يك درگيري به قتل رسيده است. پس از قتل هم ٤ جوان ايراني فراري شده‌اند و من تصميم گرفتم در تهران شكايت كنم تا مسأله قتل او در كشور خودمان رسيدگي شود.»
با آغاز رسیدگی به پرونده، هماهنگی‌های لازم از طریق پلیس بین‌الملل و وزارت امور خارجه انجام و جسد مقتول به خانواده‌اش تحویل داده شد. همزمان با انتقال جسد مقتول به تهران و برابر اعلام پلیس ژاپن به وزارت امور خارجه و پلیس بین‌الملل مشخص شد که مقتول در درگیری با اراذل و اوباش موسوم به «یاکوزا» و بر اثر جراحات شدید ناشی از ضربات متعدد شمشیر به قتل رسیده است.
در ادامه تحقیقات مشخص شد که مقتول به همراه تعدادی از اتباع سایر کشورها و همچنین دو ایرانی در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت داشته و در این‌باره با گروه دیگری از فروشندگان مواد مخدر دچار اختلاف و درگیری بوده است.
در ادامه پیگیری پرونده از سوی پلیس بین‌الملل در کشور ژاپن، چهار عامل جنایت به نام‌های «رسول» ٣١ ساله، «حسین» ٣٠ ساله، «مجید» ٣٢ ساله و «وحید» ٣١ ساله شناسایی شدند که نهایتا دو نفر از متهمان به نام‌های «وحید» و «مجید» توسط پلیس کشور ژاپن دستگیر شدند. در ادامه اقدامات پلیسی برای دستگیری دو متهم دیگر پرونده، از سوی پلیس ژاپن به پلیس بین‌الملل اعلام شد که دو متهم دیگر پرونده به نام‌های «رسول» و «حسین» تنها پس از گذشت چند ساعت از ارتکاب جنایت، از کشور ژاپن خارج شده و رسول به ایران و حسین به کشور ایتالیا متواری شده است.
با توجه به متواری شدن یکی از متهمان به نام حسین به کشور ایتالیا، هماهنگی‌های لازم از طریق پلیس بین‌الملل انجام و سومین متهم پرونده در کشور ایتالیا دستگیر شد. آخرین متهم پرونده به نام رسول نیز که پس از ورود غیرقانونی به ایران، زندگی مخفیانه‌ای را آغاز کرده بود، در آخرین مخفیگاهش در شهرستان تنکابن شناسایی و روز پنجشنبه هفتم مردادماه دستگیر شد.
رسول پس از انتقال به اداره دهم به قتل میلاد اعتراف کرد و گفت: «به مدت ١١‌سال است که در کشور ژاپن در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت دارم تا این‌که من و شرکایم برای گسترش فعالیت خود اقدام به خرید یک خط تلفن گوشی تلفن همراه که شماره آن نزد خریداران مواد مخدر بود از مقتول به مبلغ ٤‌میلیارد تومان کردیم که خریداران مواد مخدر با آن تماس می‌گرفتند. پس از گذشت مدت کوتاهی متوجه  کم شدن تعداد تماس‌های گوشی شدیم. با پیگیری موضوع مشخص شد مقتول با تعدادی از خریداران تماس گرفته و شماره جدیدش را به آنها داده و این خریداران دیگر برای خرید مواد با شماره خریداری شده توسط من و شرکایم تماس نمی‌گرفتند. برای همین به مقتول اخطار دادیم که از این کار دست بردارد یا پول خط را پس بدهد اما او زیر بار نمی‌رفت. برای همین روز حادثه به بهانه خرید مواد، از طریق تعدادی از خریداران مواد با مقتول قرار ملاقات گذاشتیم. زمانی که مقتول سر قرار حاضر شد و با ما روبه‌رو شد، به سرعت فرار کرد. ما هم با دو خودرو سواری به تعقیب او پرداختیم. با ایجاد تصادف عمدی، خودرو میلاد را از جاده اصلی خارج کردیم و میلاد مجبور به توقف در حاشیه خاکی جاده شد. قبل از آن‌که میلاد موفق به پیاده شدن از خودرو شود، من و شرکایم یعنی سه متهم دیگر پرونده به سمت خودرو حمله‌ور شدیم که میلاد به سمت ما شمشیر و اسلحه کمری کشید. با شمشیر ضربه‌ای به دست میلاد زدیم که باعث شد اسلحه از دستش بیفتد. در نهایت، هر کدام از ما چهار نفر با ضربات متعدد شمشیر و چوب به سمت میلاد حمله‌ور شدیم و پس از ارتکاب جنایت هر چهار نفر از محل متواری شدیم.»
با اعتراف متهم وی با قرار بازداشت قانونی و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. سه متهم دیگر پرونده نیز در اختیار پلیس ژاپن قرار دارند که با توجه به تابعیت ایرانی متهمان، اقدامات قانونی برای تحویل گرفتن آنها درحال پیگیری است.
سلطان وحشت
فعالیت‌های یاکوزاها در این ایران از سال‌ها پیش آغاز شده و تا به امروز هم ادامه دارد. یکی از معروف‌ترین یاکوزاهای ایرانی محمود کدخدایی معروف به سلطان وحشت است که در محله جوادیه کشتی‌گیر آزادکار سابق ایرانی بود. او متهم به قاچاق مواد مخدر و فعالیت‌های تبهکارانه در ژاپن شد. کدخدایی در ۲۵سالگی ورزش را رها کرد و برای کار به ژاپن رفت. او یک رستوران راه انداخت و پس از آن چندین‌بار در ایران و ژاپن به اتهام درگیری در فعالیت‌های مختلف غیرقانونی ازجمله قاچاق مواد مخدر، زورگیری، اخاذی و ضرب و شتم دستگیر شد. بسیاری از ایرانیان مقیم ژاپن مدعی شدند که قربانی فعالیت‌های تبهکارانه کدخدایی شده‌. کدخدایی در ‌سال ۱۳۸۱ پس از دیپورت از ژاپن به ایران بازگشت و با شکایت ایرانیانی که ادعا می‌کردند در ژاپن مورد ضرب و شتم و زورگیری از سوی وی قرار گرفته‌اند، دستگیر شد، اما پس از دو جلسه محاکمه با وثیقه قانونی آزاد شد و از ایران فرار کرد. سرانجام دادگاه او به‌طور غیابی برگزار شد و او به ۱۰‌سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت دیه محکوم شد.
یکی از شاکیان او ادعا می‌کرد که گروه کدخدایی گوشش را بریده‌اند و شاکی دیگری مدعی بود که تیم کدخدایی دستش را قطع کرده‌اند. وی برای دریافت ۲ کیلوگرم حشیش که از نپال با پست بین‌المللی ارسال شده بود به رستوران رفته بود که به دام پلیس افتاد. کدخدایی سرکردگی گروهی مرکب از حدود یک‌‌هزار هموطن ایرانی‌اش را برعهده داشت و از این راه حدود ۳۰‌میلیون ین (معادل ۲۸۵‌هزار دلار) درآمد ماهانه داشت. مشهور است که وی کاسب‌هایی که از دستورهای او اطاعت نکنند را با قمه سلاخی می‌کرده و به همین دلیل در میان آنها به «سلطان وحشت» شهرت یافته‌ است. البته وی در‌ سال ٩٢ با حضور در برنامه تلویزیونی بسیاری از مسائل مطرح شده درباره زندگی خود را تنها ساخته و پرداخته مطبوعات دانست. کدخدایی اصرار داشت آنچه بر زندگی‌اش گذشته بر اثر جفای رسانه‌های ایران بوده است.
اعدام یاکوزای ایرانی
اسفند‌ سال ٩٣ بود که قاچاقچی حرفه‌ای مواد مخدر معروف به یاکوزا زمانی که در انتظار اجرای حکم اعدام خود بود، به اتهام انتقال هرویین به زندان به دومین حکم اعدام خود محکوم شد و درنهایت پای چوبه دار رفت. محمدرضا، مدتی را در ژاپن زندگی می‌کرد و پس از ازدواج با زن ژاپنی، خودش به ایران بازگشته بود. محمدرضا آشنایی کاملی با فنون رزمی داشت و به دلیل فعالیتش در ژاپن به «یاکوزا» معروف شده بود. پس از اطمینان از فعالیت دوباره یاکوزا در بندر انزلی، ماموران وارد عمل شدند و متهم را دستگیر کردند. دادگاه او را به اتهام در معرض فروش قرار دادن بیش از ١٣کیلو ماده مخدر شیشه به اعدام محکوم کرد. درحالی‌که پرونده مرد قاچاقچی درحال بررسی بود، مسئولان زندان رشت متوجه شدند یاکوزا در ملاقات حضوری با خانواده‌اش از آنها مواد مخدر گرفته و قصد توزیع آن را در زندان دارد. مرد زندانی قبل از ورود به بند دستگیر و در بازرسی از او ٣٢٥ گرم هرویین که به‌طرز ماهرانه‌ای در دمپایی جاسازی شده بود، کشف شد. این‌بار او به اتهام قاچاق ٣٢٥ گرم هرویین به اعدام محکوم شد. سرانجام با تأیید حکم اعدام از سوی دادستانی کل کشور و تنفیذ رئیس قوه قضائیه، حکم اعدام این قاچاقچی در زندان مرکزی رشت اجرا شد.
خودکشی سركرده باند ياكوزا در زندان
مرداد‌ سال ٩٠ سركرده باند تبهكاري ياكوزا در زندان خودكشي كرد. اين زنداني كه نادر نام داشت و سركرده باند ياكوزا بود، همراه ٢ نفر از همدستانش به اتهام سرقت خودروهاي مدل بالا، جعل عنوان پليس، زورگيري، كيف‌قاپي و شرارت در شهريار دستگير شده بود. نادر در اعترافاتش به پليس گفته بود: «چندي پيش پس از فرار از زندان با همدستان سابقم يك گروه جديد را تشكيل داديم و جرايم خود را از سرگرفتيم. ابتدا براي انجام سرقت‌ها نياز به خودروهاي مدل بالا داشتيم، بنابراين با ايفاي نقش پليس، خودروهاي مدل بالا را متوقف و بعد آنها را سرقت مي‌كرديم. چندين جوان ديگر را نيز به بهانه جابه‌جايي مسافر به دام انداخته و پس از كتك زدن آنها اموال‌شان را دزديديم و علاوه بر آن نيز در شمال تهران كيف‌هاي زنان را سرقت مي‌كرديم.» تحقیقات نشان داد که این مرد زنداني در غياب ديگر هم‌سلولي‌هايش با بند پتو خود را از ميله‌هاي زندان حلق‌آويز كرده و مرده است.
یاکوزاهایی که از کتک خوردن قربانیان فیلم‌برداری می‌کردند
هفتم تیر ‌سال گذشته نیز اعضای باند «یاکوزا»ی پایتخت که با انواع سلاح‌های سرد و گرم اقدام به زورگیری از شهروندان می‌کردند، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند. تحقیقات ماموران حکایت از آن داشت که ٨ نفر از اراذل و اوباش منطقه غرب پایتخت باند مخوفی را تشکیل دادند. این افراد ضمن سرقت‌های بزرگ در غرب تهران اقدام به زورگیری می‌کنند و پس از ضرب و جرح و گرفتن فیلم از طعمه‌های خود اموال مالباخته را گرفته و آنها را رها می‌کنند. درنهایت ماموران در یک عملیات در محدوده جنت‌آباد ٦ نفر دیگر از این باند را دستگیر کردند.
منبع http://www.isna.ir

Sunday, March 26, 2017

پیک های تحویل غذا در ایران و ژاپنِ صد سال پیش
ایران قدیم


ژاپن قدیم



سی‌ان‌ان: ژاپن و میوه‌های لوکس/ طالبی 27 هزار دلاری! + عکس

به گزارش العالم وبسایت شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی نوشت: اگر به پنجره‌هایش نگاهی بیندازید، تصور می‌کنید با مکان فروش جواهرآلات روبرو هستید. اما یک نگاه به درون جعبه‌های شیشه‌ای درخشان در فروشگاه‌های «سمبیکیا» در توکیو شما را با گنج‌های گران‌بهایی از یک نوع دیگر مواجه می‌کند

از هندوانه‌هایی به شکل قلب گرفته تا انگورهای «روبی رومن» که دانه‌هایی به اندازه توپ تنیس روی میز دارند، تخصص این فروشگاه عرضه میوه‌هایی خوش‌طعم است که با قیمت‌هایشان، اشک را در چشمان شما جاری می‌کنند

البته میوه‌های گران و دارای اشکالی جالب، مختص فروشگاه‌های «سمبیکیا» نیست. این محثولات در ژاپن معمولاً در حراجی‌ها به قیمت ده‌ها هزار دلار فروخته می‌شوند. در سال 2016، یک جفت طالبی برتر هوکایدو به قیمت 27240 دلار به فروش رسید که یک رکورد محسوب می‌شود

به گفته «سویون شیم،» رئیس مدرسه بوم‌شناسی مردم در دانشگاه ویسکانسین، در فرهنگ آسیایی و به خصوص در جامعه ژاپن، رفتار مردم با میوه‌جات متفاوت است. خرید و مصرف میوه با رسوم اجتماعی و فرهنگی پیوند خورده است. به گفته وی، میوه فقط بخش مهمی از رژیم غذایی آن‌ها نیست؛ بلکه – مهم‌تر از آن – میوه یک کالای لوکس محسوب می‌شود و یکی از اجزای حیاتی و سنتی در رسوم پیچیده هدیه دادن ژاپنی‌ها به شمار می‌رود.

در ادامه این گزارش آمده است: به عمل آوردن محصولات برتر معمولاً به روش‌هایی دقیق و تلاش فراوان نیازمند است که کشاورزان ژاپنی آن‌ها را توسعه داده‌اند. برای مثال، تولید «توت‌فرنگی شاهدخت زیبا» بسیار دشوار است

«آکودا نیچیو،» کشاورزی که این توت‌فرنگی‌ها را تولید می‌کند می‌گوید برای رسیدن به این شکل جذاب، 15 سال وقت صرف کرده است. هر یک از این توت‌فرنگی‌ها به اندازه توپ تنیس است و حدود 4395 دلار فروخته می‌شود. تولید هر یک از آن‌ها 45 روز زمان می‌برد. «نیچیو» راز تولید آن‌ها را فاش نمی‌کند؛ چرا که نگران است سایرین بلافاصله از او تقلید کنند. او هر سال تنها حدود 500 توت‌فرنگی ویژه تولید می‌کند

"کمیابی" هم تاکتیکی است که تولیدکنندگان انگور «روبی رومن» در ژاپن از آن بهره می‌برند. سالانه تنها 2400 خوشه از این میوه‌های سرخ‌رنگ عرضه می‌شود. این انگورهای یاقوتی و لوکس، درشت و قرمز‌رنگ هستند و – مانند جواهری که به آن شبیه هستند -- ساختار یاقوت را در ذهن تداعی می‌کنند.

انگورهای «روبی رومن» نخستین بار در سال 2008 عرضه شد و هم‌اکنون هر خوشه از آن می‌تواند بهایی حدود 880 دلار داشته باشد؛ گرچه این قیمت معمولاً بسیار بالاتر هم می‌رود
سال گذشته یک فروشگاه بزرگ در جنوب‌غربی ژاپن برای بخشی از نخستین برداشتِ انگور «روبی رومن،» در یک حراجی 9700 دلار پرداخت کرد. خرید این فروشگاه تنها از 30 دانه انگور تشکیل می‌شد؛ یعنی هر دانه انگور به بهای حدود 320 دلار به فروش رسید

در ادامه این مطلب آمده است: پس چرا مصرف‌کنندگان ژاپنی مایلند هزینه‌های گزافی برای خرید میوه بپردازند؟

بر خلاف بسیاری از فرهنگ‌های غربی که سیب و پرتقال را به دلیل ارزش غذایی‌شان می‌ستایند، ژاپنی‌ها برای میوه ارزشی روحانی قائل می‌شوند و معمولاً آن را به «خدایان» در معابد هدیه می‌دهند. به همین دلیل، میوه‌های برتر نمادی از احترام با خود به همراه دارند

به گفته سویون شیم، مردم این میوه‌های گران‌قیمت را خریداری می‌کنند تا نشان دهند هدیه‌هایشان تا چه اندازه برای دریافت‌کنندگان، برای موقعیت‌های خاص و یا برای فردی که از اهمیت اجتماعی برخوردار است (مانند رئیس شما)، خاص هستند

گفته می‌شود ژاپنی‌ها با چشمانشان می‌خورند. به همین دلیل، بسته‌بندی و ظرف میوه‌های گران‌قیمت، به اندازه محتویات درون آن پیچیده و جذاب است







شرایط سفر و اطلاعات سودمند 
منبع http://www.monbu.ir/index.html 

  1. ژاپن به طور کلی یک جامعه متکی به پرداخت پول نقد میباشد و خرید و فروش و معاملات عمدتا با پول جاری این کشور "ین" انجام می شود. البته کارت های اعتباری نیز در بسیاری جاها مورد پذیرش می باشد. تبدیل دلار وارزهای خارجی به ین تنها در بانکها و هتل های بزرگ این کشور انجام می پذیرد. سیستم غیر مجاز وجود ندارد. توصیه می شود قبل از انجام هرگونه معامله، پول جاری این کشور را در اختیار داشته باشید. کارتهای اعتباری بین المللی در هتل های بزرگ، فروشگاه و رستوران های ژاپنی پپذیرفته می شود؛ همچنین جهت تبدیل دلاربهتر است همراه با گذرنامه به بانک ها مراجعه نموده و رسید رسمی دریافت نمایید. اضافه می نماید بانک های ژاپنی در ایام هفته در روزهای دوشنبه لغایت جمعه تا ساعت 3 بعداز ظهر فعالیت دارند.
  2. سفر به سراسر ژاپن نسبتا سهل و آسان و میسر ولی گران است . تاکسی عموما امن ودر دسترس میباشد وضع جاده ها به لحاظ ساختاری و ایمنی، مطلوب و فاقد هرگونه مشکل و ناامنی است. هرچند هزینه بالای تاکسی و یا اتوبان ها را نمی توان نادیده گرفت.
  3. علاوه بر گواهینامه داشتن بیمه برای رانندگی دراین کشور الزامی میباشد.
  4. شبکه ملی راه آهن کار آمد، مطمئن و امن و نسبت به دیگر وسال نقلیه ارزان و مناسب است توصیه می گردد برای سفر به دیگر شهرهای این کشور از قطار سریع السیر استفاده شود.
  5. ژاپن دریک منطقه زلزله خیز واقع شده است و در فصولی از سالها گردبادهای طولانی مشکلاتی را برای مردم بوجود می آورد. در مواقع اضطراری، خواه زلزله و یا طوفان، پیروی از قوانین و دستورات ایمنی الزامی است. ژاپن یکی از زلزله خیزترین مناطق جهان است که هر ساله احتمال وقوع زلزله با ریشتر بالا و قدرت تخریبی فراوان در این کشور انتظار می رود. اخیرا شرکت بیمه مونیخ در گزارشی که جهت طرح در کنفرانس بین المللی مقابله با بلایای طبیعی به سازمان ملل ارائه نموده است، توکیو و یوکوهاما در میان شهرهای بزرگ از نظر میزان خطر وقوع حوادث طبیعی نظیر زلزله، آتش نشان، طوفان، سیل و ... با 710 امتیاز مخاطره آمیزترین شهرهای جهان معرفی نموده و این درحالیست که شهر سانفرانسیسکو در آمریکا با 167 امتیاز در مقام بعدی قرار دارد.
  6. ژاپن دارای آب و هوای متنوع و اقیانوسی است؛ در زمستان نواحی واقع در کنار دریا با بارش برف همراه بوده و در حاشیه اقیانوس آرام هوای نسبتا ملایم است. این کشور همه ساله هنگام فرا رسیدن پائیز با طوفانهای موسمی مواجه است
  7. درصورت تمایل برای به همراه داشتن وسائل برقی توجه داشته باشید که برق ژاپن 100 ولت است.
  8. زبان مردم ژاپن، ژاپنی است و زبان های خارجی بویژه زبان انگلیسی علیرغم پیشرفت های صنعتی این کشور رواج چندانی ندارد. بنابراین رانندگان تاکسی، پلیس و مقامات بیمارستان قادر به تکلم به زبان انگلیسی نمی باشند. لذا همراه داشتن مترجم یا فرهنگ لغت فارسی، حاوی عبارات روزمره ژاپنی الزامی است.
  9. در فرودگاه ها و اداره مهاجرت مترجم حضور دارد ضمن رعایت احتیاط، دقت و هوشیاری می توانید از کمک آنها صرفا به عنوان مترجم استفاده کنید.
  10. چنانچه به قصد تجارت، به این کشور سفر می کنید بدانید که بیشتر تجار نمی توانند به زبان انگلیسی صحبت کنند؛ همچنین نظم و انضباط، پوشش لباس رسمی، همراه داشتن کارت ویزیت و دادن هدیه به طرف مقابل در ملاقات ها و خصوصا در اولین برخورد خیلی مهم است.
  11. در ژاپن مشتری از ارزش و احترام بالا برخوردار است و تمام فروشگاه های این کشور مجهز به دوربین مدار بسته است. برای هرگونه خرید به شما رسید داده می شود. درخصوص خرید ازفروشگاههای بزرگ این کشور  توصیه میگردد تا هنگام خروج نهایی از فروشگاه، رسید خرید را دراختیار داشته باشید تا درصورت کنترل امنیتی و تقاضای رسید بتوانید آن را در اختیار مأمورین فروشگاه قرار دهید.
  12. چنانچه در این کشور دچار حوادثی مثل سرقت پول یا مدارک مسافرتی شدید، ضروری است قبل از هر کار موضوع را به اطلاع پلیس محل برسانید و گزارش پلیس را در این رابطه دریافت نمائید. بدیهی است گزارش رسمی پلیس، به شما امکان خواهد داد موضوع را در نهاد های مربوطه به نحو موثرتری پیگیری نمائید.
  13. مسافران خارجی در سفر به ژاپن می توانند در فروشگاه هایی که مالیاتی به خرید تعلق نمی گیرد با ارائه گذرنامه مشروط بر اینکه از زمان ورود فرد به ژاپن بیش از شش ماه نگذشته باشد تا بیش از ده هزار ین بدون پرداخت مالیات خرید نمایند.
با انجمن دانش آموختگان مونبوکاگاکوشو بیشتر آشنا شوید
کانون دانش آموختگان مونبوکاگاکوشو ایران از طریق یک کمیته مشترک بین انجمن دوستی ایران و ژاپن (انجمن دوستی) و انجمن فارغ التحصیلان دانشگاههای ژاپن (انجمن فارغ التحصیلان) تاسیس گردیده و متشکل از دانش آموختگان ایرانی است که با استفاده از بورس تحصیلی دولت ژاپن (مونبوکاگاکوشو) در مقاطع مختلف رسمی دانشگاههای ژاپن فارغ التحصیل شده اند

اساسنامه ﮐانوﻥ دانش ﺁموختگاﻥ مونبوﮐاگاﻛوشو(ﺩر اﯾران)

ماﺩﻩ 1 تعرﻳف:

ﻛانوﻥ ﺩﺍنش ﺁموختگاﻥ مونبوﻛاگاﻛو(ﻛه ﺍﺯ اﯾن پس ﻛانوﻥ نامیدﻩ میشوﺩ) عباﺭﺕ ﺍست ﺍﺯ ﮐمیته مشترﻙ انجمن دوستی ﺍﻳرﺍﻥ ﻭ ﮊاپن(ﺍنجمن دوستی) ﻭ ﺍنجمن فارغ التحصیلاﻥ دانشگاههای ﮊاپن (انجمن فارغ التحصیلاﻥ)، متشکل از دانش آموختگاﻥ اﯾرانی ﻛه با استفاده ﺍﺯ بورﺱ تحصیلی دولت ژاپن (مونبوﮐاگاﮐوشو) ﺩﺭ مقاطع مختلف رسمی دانشگاههای ژاپن فارﻍ التحصیل شده اند.

مادﻩ 2 اهدﺍﻑ ﮐانون:

  1. ارتقاء سطح همکاﺭیهای علمی ﻭ تخصصی دو ﻛشوﺭ با استفادﻩ ﺍﺯ ظرفیت های موجود
  2. ﺍﯾجاﺩ ﻭ گسترﺵ ﺍﺭتباطاﺕ فرهنگی ﺩﻭ ﮐشور
  3. استفادﻩ ﺍﺯ امکاناﺕ نهادهای فرهنگی، علمی، آموزشی ﻭ صنعتی در ﮐشوﺭ
  4. اﯾجاﺩ ﺍﺭتباﻁ مستمر ﻭ تباﺩﻝ تجربیاﺕ بین اعضاء

مادﻩ 3 فعالیتهای ﮐانوﻥ:

ﮐانوﻥ میتواند ﺩﺭ قالب قوانین ﻭ مقرﺭﺍﺕ ﮐشوﺭ و در جهت تحقق اهدﺍﻑ فوﻕ، فعالیتهای مختلفی ﺍﺯ جمله موﺍﺭد ﺫﯾل ﺭﺍ دﺍشته باشد:
  1. تهیه بانک اطلاعاتی دانش آموختگاﻥ اﯾرانی بورﺭسیه مونبوﻛاگاﻛوشو
  2. برگزاری جلساﺕ ﻭ سمیناﺭهای موﺭﺩ نیاﺯ
  3. تهیه ﻭ انتشاﺭ خبرنامه
  4. ارﺍئه خدماﺕ مشاوره ای به نهاﺩها ﻭ شرﮐتهای اﯾرانی ﺩر ﺯمینه های مختلف ﻭ همچنین علاقمندﺍﻥ به تحصیل در ژاپن
  5. ارائه آموزشهای علمی فرهنگی مرتبط با علم ﻭ فناوری ﻭ فرهنگ
  6. تلاش در جهت تأسیس ﻭ ﺭاﻩ اندازی مراﻛز فرهنگی، پژوهشی ﻭ آموزشی با حماﯾت ﺩﻭ ﻛشوﺭ
  7. همکاری ﺩﺭ انتخاﺏ هرچه بهتر بورسیه های مونبوﻛاگاﻛوشو
  8. تلاﺵ ﺩﺭ جهت گسترﺵ آموزش زبانهای ژاپنی ﻭ فارسی ﺩﺭ دﻭ ﻛشوﺭ
  9. تلاﺵ ﺩﺭ جذﺏ ﮐمک ها ﻭ منابع مالی مجاﺯ دﺭ قالب مقررﺍﺕ ﮐشوﺭ

ماﺩﻩ 4 هیأﺕ مؤسس ﻛانوﻥ:

هیأﺕ مؤسس مرﻛب ﺍست ﺍﺯ نماﯾندگاﻥ انجمن ﺩﻭستی ﻭ انجمن فاﺭﻍ التحصیلاﻥ به شرﺡ ذﯾل:
  1. دﻛتر ﯾوسف حجت
  2. ﺩﻛتر ﻭحید احمدی
  3. دﻛتر ﺭضا ﯾوسف
  4. دﻛتر فرهاﺩ جوانمردی
  5. ﺩﻛتر نعمت حسنی
  6. ﺩﻛتر عبدﺍلرﺯﺍﻕ کعبی نژﺍﺩﻳاﻥ

ماﺩﻩ 5 شورﺍی مدﻳرﻳت ﮐانوﻥ:

شورای مدﻳرﯾت ﮐانوﻥ متشکل است اﺯ:
  1. ﺩﻭ نفر به معرفی انجمن دﻭستی
  2. دونفر به معرفی ﺍنجمن فارﻍ التحصیلاﻥ
  3. ﻳﻚ نفر با توافق ﺩﻭ انجمن
  4. تبصره ها:
    1. اعضاء شوﺭای مدﯾرﯾت برای ﺩﻭ ساﻝ تعیین میشوند ﻛه تمدﯾد ﺁﻥ برای ﺩﻭﺭه های بعد بلامانع است.
    2. ﺩﻭ انجمن میتوانند اعضای معرفی شدﻩ ﺍز جانب خوﺩ ﺭا تغییر ﺩهند.
    3. اعضای شوﺭای مدیریت ﺍﺯ میاﻥ خوﺩ دبیر ﮐانوﻥ، نائب رئیس ﻭ منشی ﺭﺍ انتخاﺏ خواهند ﻛرﺩ.

ماﺩﻩ 6 شرﺍﻳط عضوﯾت دﺭ ﮐانوﻥ:

فاﺭﻍ التحصیل بوﺩﻥ در ﯾکی ﺍﺯ مقاطع تحصیلی رسمی دانشگاه های ژﺍپن

ماﺩﻩ 7 آﺩﺭﺱ ﻛانوﻥ:

ﺁﺩﺭﺱ دبیرخانه ﮐانوﻥ ﺩﺭ حاﻝ حاضر به شرﺡ ذﻳل است:
تهرﺍﻥ - خیاباﻥ ﻛرﯾمخاﻥ زند - خیاباﻥ خردمند جنوبی- ﮐوچه ملکیاﻥ- شماﺭﻩ 8 - طبقه ﺍﻭﻝ
تلفاﻛس: 8810347 8810344
پست الکترونیکی: info@monbu.ir

ماﺩﻩ 8 :

اﻳن آئین نامه ﺩﺭ 8 ماﺩﻩ ﻭ 3 تبصره ﺩر تاﺭیخ 3/6/1382 به تصوﻳب هیأت مؤسس ﻭ ﺩﻭ انجمن رسید.

 منبع http://www.monbu.ir/index.html

Tuesday, February 21, 2017

كم خوابى در ژاپن

 هر سال 138 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور ضرر می‌زند

نتایج آخرین مطالعه مرکز تحقیقات "راند اروپا" بیانگر آن است که کم‌خوابی مردم ژاپن هرسال 138 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور ضرر می زند. روسیه الیوم در گزارشی نوشت: این مطالعه، خسارت اقتصاد ژاپن از کم‌خوابی مردم این کشور را ناشی از پیامدهای منفی کم‌خوابی برای سلامتی مردم دانسته است؛ امری که موجب بیماری های قلبی، دیابت و مرگ زودهنگام می شود، این درحالی است که ژاپن از کاهش قابل توجه جمعیت رنج می برد. "جانکو ساکویاما"، کارشناس امور اقتصادی مرکز تحقیقاتی "دای ایشی" توکیو، گفت: "کار و فعالیت طولانی مدت بدون ترک محل کار برای استراحت، فرهنگ حاکم بر بازار کار ژاپن است و این امر باعث شده است که کارگران قادر به ادامه تولید در سطح مطلوب نباشن
براساس این گزارش برخی شرکت ها در ژاپن کارکنان خود را به اضافه‌کاری وادار می کنند تا از به کارگیری نیروهای جدید و پرداخت حقوق و مزایا به آنها بی نیاز شوند. دولت ژاپن در قانون مالی سال آینده خود برای تشویق شرکت های کوچک و متوسط به اختصاص زمان بیشتر برای استراحت کارکنانشان، 3.5 میلیون دلار اختصاص داده است
براساس قوانین کار در اتحادیه اروپا، برای حفظ سلامتی کارگران، حداکثر ساعت کاری  آنها در یک روز، 11 ساعت بوده و بیش از آن ممنوع است

منبع تلگرام ايران ژاپن

Thursday, May 19, 2011

مادر بزرگ در ژاپن


مادر بزرگ در ژاپن

بچه که بودم در محله نظام آباد که یکی از فقیر ترین محله های تهران است با پدر بزرگ و مادر بزرگ پدریم زندگی می کردم.

زمانی که دو سالم بود پدر و مادرم از هم جدا شده بودند پدرم برای ادامه تحصیل به هندوستان رفته بود و مادرم هم به شهرستان برگشته بود.

مدرسه دولتی می رفتم خیلی به خانه پدر بزرگم نزدیک بود.هر روز پای پیاده به مدرسه می رفتم وهر روز باید از کنار مسجدی که در محله بود عبور می کردم.پنج سال دوره دبستانم را در همین مسیر رفتم و بر گشتم.و در همین دوره بود که بیشترین سوالات و آرزوها در وجودم خلق می شدند و تنها پاسخگوی این اندیشه های کودکانه من مامان بود.

خانواده پدرم که من با آنها زندگی می کردم از نظر تعداد خانواده بزرگی بودند. پدر بزرگ و مادر بزرگم هفت بچه داشتند که پدر من پسر دوم آنها بود واکثر عمه ها وعموی من ازدواج کرده بودند و تمامی این فامیل بزرگ به مادر بزرگم آبیجی میگفتند تنها من بودم که او را مامان خطاب می کردم و او تنها حامی من در این سالهای تنهایی و بی کسی بود.

مامان یا همان آبیجی سواد نداشت ولی بشدت مذهبی بود هرگز نماز و روزه و مسجد رفتنش ترک نمی شد.من با او و آرزوهاش و نگاهش به دنیا و آخرت و مذهب رشد پیدا کردم.

یادم نیست، فکر می کنم کلاس سوم دبستان بود، معلم دینی در درسی به ما گفته بود که اسم دوازده امام را باید برای جلسه دیگر حفظ کنید وسر کلاس از شما سوال می کنم به خانه که رفتم هر چه تلاش کردم و خواندم نتوانستم حفظ کنم. رفتم پیش مامان و با گریه پرسیدم ، آخه من هرچی می خونم یاد نمیگیرم، گفت: چی را؟ گفتم اسامی این 12 امام را ، گفت: آخه این خاک بر سرها (این تنها کلمه بدی بود که وقتی خیلی عصبانی می شد به زبان می آورد).در این سن و سال از بچه ها چی می خواهند و شروع کرد به آموزش من. برای یاد گیری اسامی امامان گفت: اسم امام اول و دوم و سوم را که میدانی خیلی راحت است، گفتم بله ، گفت: خوب اسم امام چهارم را هم چون بیمار بوده میتونی به راحتی یاد بگیری ؟ گفتم خوبب آره و همینطور پیش رفت. یادمه به امام محمد باقر که رسید گفت: این امام را هم با غرش یادت بمونه. گفتم "غر" گفت: در رقص مگرغر نمیدن، خندیدم و یاد گرفتم و همینگونه گفت و من حفظ کردم. بیچاره خودش هم شاید همینگونه یاد گرفته بود.

یک روز به خانه آمدم و سریع رفتم پهلوش گفتم: مامان مامان جلو این مسجد محله مون کیسه های شن گذاشته اند و یک عالمه سرباز آنجا با تفنگ ایستاده اند و دوباره گفت: این خاک بر سرها حرمت خانه خدا را هم نگاه نمیدارن. نه سالم که شد از طرف مدیر دبستان به ما گفتند در این سال شما به سن بلوغ می رسید و جشن بلوغ برایتان گرفته ایم به والدین خود بگویید برای جشن بیایند و شما هم باید لباسی سفید مثل فرشته ها بپوشید . خانه رفتم به مامان گفتم دوباره آن کلمه را بکار برد و گفت: آخر شما که هنوز بچه هستید . گفتم بلوغ یعنی چی؟ گفت: نمی خواهد از الان این چیزها رو بدونی من خودم میایم با مدیرتان صحبت می کنم. بعد ها فهمیدم خود بیچاره اش در سن 13 سالگی ازدواج کرده بود و بعدها که من بزرگتر شدم تعریف کرد که آن روز با مدیر دبستان دعوای شدیدی کرده و گفته بود اینها که شما می گوید بلوغ مال قدیمای ما بوده که من را هم در سن 13 سالگی به خانه شوهر فرستادند. آلان قانون هست و این چرندیات را یاد دختر من ندهید.

این مادر بزرگ من با اینکه سواد نداشت ولی آن زمان هم میدانست که قانون در مملکت و مسائل شرعی دو چیز جداگانه است و من از او خیلی چیزها آموختم به معنی واقعی انسانهایی چون مادر بزرگ من در جامعه ایران هنوز هم هستند و با بی سوادی و یا کم سوادی درک می کنند که دین باید از قوانین کشور و در کل سیاست و قوانین اجتماعی جدا باشد. دین هر کس متعلق به قلب و رابطه اش با خدای خودش است.

بعد ها پس از گرفتن دیپلم، پدرم که در هند با یک خانم ژاپنی ازدواج کرده بود و در ژاپن زندگی می کرد از من خواست به ژاپن بروم و ادامه تحصیل بدهم. در سال 2007 میلادی و سال نو مسیحی پدرم از مادر بزرگ و پدر بزرگ دعوت کرد به توکیو و ژاپن بیایند. من در پوست خود نمیگنجیدم و خیلی خوشحال بودم. پیر مرد و پیر زن وارد توکیو شدند، پدر بزرگ اولین بار بود که به خارج از کشور صفر می کرد ولی مادر بزرگ چندین بار با من هند برای دیدن پدرم آمده بود و یک بار هم به سوریه و حج هم رفته بود. اولین باری بود که آنها وارد جهان آزاد و دمکراسی می شدند.واقعاٌ برایشان تعجب انگیز بود، همه چیز برایشان جالب بود، به دنیای دیگری وارد شده بودند، پدر بزرگ که عمری قرآن خوانده بود و نماز و روزه، در توکیو هم به دنبال قبله می گشت.که سر انجام پدرم جهت قبله را پیدا کرد و آنها نمازشان را در توکیو هم بر گزار کردند.

بعد از چند روز که مکانهای دیدنی و مردم ژاپن را دیدند، یک روز مامان از من پرسید دخترم اینها همه مسلمانند ، لبخندی زدم و کفتم ن مامان اینها نود در صدشان به هیچ چیزی باور ندارند، گفت: یعنی کافر هستند؟ گفتم نه آنطور که شما فکر میکنید؟ بهر حال با تعجب گفت: یک عمر بفکر بهشت در آن دنیابودیم ولی اینها که تو میگی کافر هم هستند بهشت را در همین دنیا برای خودشان ساخته اند. تنها مشکل مادر بزرگ در توکیو بالا رفتن از پله برقی ها و سفر با مترو بود.

در پایان امیدوارم واین آرزوی به تعویق افتاده من است که در این دنیای کوچک که اکنون از آن به عنوان دهکده جهانی یاد می کنیم بتوانیم همگی انسانها چه با دین یا بی دین در کنار هم با صلح و آرامش و احترام به هر گونه تفکری زندگی کنیم و در مسایل خصوصی مردم دخالت نکنیم واجازه بدیم پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و همه انسانها با آن اعتقادات پاکشان در خوشبختی زندگی کنند.

A .Balali