| | آداب غذا خوردن ژاپنی ها ارسال كننده : يوسف خوش كلام | ||||||
| جای شما خالی، برای انجام یک ماموریت اداری ، چند روزی به ژاپن رفته بودم. یک روز آقای نوزومی که میزبانم بود مرا به یک رستوران ژاپنی برد. اول این را بگویم که نوزومی در زبان ژاپنی به معنی امید و آرزو است. میز های این رستوران کوتاه تر از میز های معمولی بودند و از صندلی هم خبری نبود. دو زانو روی زمین نشستیم. من یاد کرسی های قدیمی خودمان افتادم. در ویترین بیرونی رستوران نمونه لاستیکی غذا ها را با قیمت شان به نمایش گذاشته بودند. این باعث شد که ما راحت تر غذای مورد علاقه خودمان رابا در نظر گرفتن وضعیت جیب مان انتخاب کنیم. بنابراین وقتی وارد رستوران شدیم زیاد معطل نکردیم و زود غذایمان را سفارش دادیم. نوزومی قبل از اینکه شروع به غذا خوردن کند با خودش گفت: "ایتاداکیماسو"(Itadakimasu). و چون کنجکاوی مرا دید، توضیح داد که معمولا ژاپنی ها قبل از غذا خوردن این عبارت را می گویند و معنی تحت اللفظی آن این است: "تشکر از همه کسانی که این غذا را تهیه کرده و به این میز رسانده اند." وقتی غذا خوردن تمام شد گفت:"گو چی سو ساما دشیتا"(Gochiso Sama Deshita). معنی آن را پرسیدم گفت یعنی "یک جشن به تمام معنی بود." | |||||||
| |||||||
| نوزومی غذا را به اندازه ای کشید که همه را تا آخر خورد. خودش توضیح داد که ژاپنی ها معمولاٌ همه غذایی را که می کشند | |||||||
|
| |||||||
| غذاهای ژاپنی نوزومی نفری یک پیاله سوپ سفارش داد و توضیح داد که ژاپنی ها قبل از غذا حتماٌ از این سوپ مقوی که اسمش میزو (Miso) است، می خورند. داخل پیاله مایعی بود سفید رنگ که در آن غلات پف کرده و جلبک دریایی سبز شناور بودند. | |||||||
| | |||||||
| | |||||||
|
| |||||||
| |||||||
| ژاپنی ها به غذا گوهان (Gohan) می گویند که در اصل به معنی برنجی است که با بخار پخته شده باشد. این نشان دهنده اهمیتی است که برنج در رژیم غذایی مردم ایفا می کند. هر وعده غذا تشکیل شده است از برنج ساده و سفید با مقداری گوشت یا ماهی. فرقشان با ما ایرانی ها در این است که ما برنج را با گوشت می خوریم ولی آن ها گوشت را با برنج می خورند. یعنی غذای اصلی گوشت است که در کنارش مقدار کمی هم برنج استفاده می کنند. معمولاٌ غذاهای جنبی مانند سبزی پخته شده، سبزی ترشی و سوپ نیز مصرف می کنند. اسم سه غذا که خیلی مورد علاقه ژاپنی ها است این ها هستند: سوشی (Sushi) که لقمه های کوچک برنج است که با دست درست شده و با غذاهای دریایی مخلوط شده است، تمپورا (Tempura) سبزی و ماهی اندکی سرخ شده، و سوکیاکی (Sukiyaki)،. نا گفته پیداست که غذاهای سریع (Fast Food) مثل ساندویچ، همبرگر، پیتزا و جوجه سوخاری راه خود را در ذائقه ژاپنی ها مخصوصاٌ جوان ها باز کرده اند. | |||||||
| قاشق چوبی معمولاٌ سر هر میز غذایی از این چوب ها هست. آداب خاصی هم دارد که باید حتماٌ مراعات شود. چند عدد از این آداب را در اینجا می آورم تا اگر گذرتان به ژاپن افتاد مراعات کنید: چوب ها را نباید از وسط بگیرید. حتماٌ باید از انتهای آنها گرفت. وقتی وسط غذا موقتاٌ از آنها استفاده نمی کنید یا موقعی که غذایتان تمام شد نباید آنها را در بشقاب باقی بگذارید. بلکه باید خارج از بشقاب و مقابل خودتان طوری قرار دهید که نوک شان به طرف دست چپ باشد. چوب ها را نباید در غذا مخصوصاٌ برنج فرو ببرید. تنها هنگام تشییع جنازه می توان آنها را در برنجی که در محراب گذاشته اند فروبرد. نباید با چوب ها غذایی را مستقیماٌ به چوب های شخص دیگری بدهید. غذا را نباید با چوب ها پرتاب کرد. نباید با چوب ها به چیزی یا شخصی اشاره کرد. چوب ها را نباید زیاد در هوا تکان داد یا با آنها بازی کرد. اگر قبلاٌ از چوب های خود استفاده کرده اید و قصد دارید از یک بشقاب مشترک به بشقاب خودتان غذا بکشید از انتهای دیگر چوب استفاده کنید. | |||||||
Tuesday, August 28, 2007
آداب غذا خوردن ژاپنی ها
آشپزخانهي ژاپني در ایران مقبول افتاد

ذوالفقاري، يوشيموتو را نويسندهاي چيره دست دانست و اضافه كرد: "او نويسنده ای نوگراست كه ضمن آشنايي با فرهنگ رمان نويسي جهان، اشراف كاملي به سنتهاي كشورش دارد."
وی در ادامه تصريح كرد :" هنر يوشيموتو در اين است كه سنتها و آداب ژاپني را از طريق رمان نويسي نو بازگو كرده است. كتابهاي او همواره از پرفروشترين هاي
آشپزخانه شامل دو داستان است و نويسنده آن در تمام مدت نگارش اين دو داستان، به عنوان يك پيشخدمت مشغول به كار بوده. اين كتاب تنها در سال 2002 ، دو ميليون نسخه فروش داشته و در ميان آثاري ادبي برجسته آسياي جنوب شرقي قرار گرفته است. همكنون نيز فيلمي بر اساس اين كتاب در دست تهيه و ساخت قرار گرفته است.
يوشيموتو نويسنده اين كتاب كه نشريه اينديپندت به او لقب"صداي ژاپن جوان" داده است، با انتشار رمان هايي چون "ان پي"، "مارمولك" و "آمريتا" در ژاپن به محبوبيت بالايي دست يافته و پس از تاليف رمان آشپزخانه در سال 1987 موفق به دريافت دو جايزه معتبر ادبيات اين كشور شده است.
اين رمان با شمارگان00 14 جلد و با قيمت 0016 تومان، چندي پيش براي اولين بار توسط انتشارات نوروز هنر منتشر و بر روي پيشخوان كتاب فروشي ها قرار گرفته است.
برگرفته از
http://www.bookna.com/vdcd.x0f2yt0zna26y.html
گفتگو با جني چي شيمومورا مدير پروژه توسعه منابع انساني كشاورزي هراز
گفتگو با جني چي شيمومورا مدير پروژه توسعه منابع انساني كشاورزي هراز
در حاليكه سازمان ملل متحد اعلام كرد تا سال 2025 ميلادي بيش از دو سوم جمعيت جهان در شرايط كمبود آب قرار خواهند گرفت، بحران كمآبي در كشورهاي چين، آفريقا، هند، تايلند، مكزيك، مصر و همچنين ايران آشكار شده است.
كارشناسان معتقدند همزمان با شيوع بحران كمآبي مديريت منابع آبي و آبياري ميتواند به عنوان مهمترين راهحل براي مصرف بهينه آب قلمداد شود در همين راستا ايران و ژاپن از 20 سال گذشته طي پروژههاي آبياري، زهكشي و مكانيزه نمودن اراضي سعي در كنترل آب بخش كشاورزي داشتهاند بر همين اساس با جني چي شيمومورا مدير پروژه توسعه منابع انساني كشاورزي هراز كه كارشناس مهندس منابع آبياري و مديريت آبياري و زهكشي است گفتگويي داشتيم و به بررسي مراحل مختلف اجراي پروژه پرداختيم.
v پروژه توسعه منابع انساني كشاورزي هراز در چه سالي آغاز به كار كرد؟
- پروژه توسعه منابع انساني كشاورزي هراز در سال 1999 ميلادي و با حضور 5 كارشناس ژاپني و گروهي از كارشناسان كشاورزي و آبياري ايران آغاز به كار كرده و تا سال 2004 ميلادي به بهرهبرداري رسيد.
v هدف از اجراي اين پروژه چه بوده و در آن از چه امكاناتي استفاده شده است؟
- هدف از اجراي پروژه توسعه منابع انساني كشاورزي هراز احداث يك مركز آموزشي و ترويجي براي كشاورزان و متخصصان كشاورزي ايران بوده و اين مركز آموزشي با احداث 3 پايگاه تروجي و با استفاده از ابزارهاي آموزشي شامل كتابها، برونشورها، مقالات، تجهيزات آزمايشگاهي براي مزارع فني و تكنيكي اقدام به ترويج شيوههاي نوين مديريت آبياري و كشاورزي در ميان كشاورزان و كارشناسان كرده است.
v دستاوردهاي پروژه مذكور تاكنون چه بوده است؟
- يكپارچه سازي اراضي منطقه، مكانيزه كردن كشاورزي و آبياري، مديريت آبياري با مشاركت كشاورزان و افزايش سطح آگاهي كشاورزان منطقه از جمله دستاوردهاي پروژه توسعه منابع انساني كشاورزي هراز بوده است.
v آيا پروژههاي ديگري در زمينه آبياري و زهكشي با همكاري ژاپن در ايران اجرا شده است؟
- همكاريهاي كشاورزي و مهندسي آبياري بين دو كشور ايران و ژاپن از 20 سال پيش تاكنون ادامه داشته و تاكنون 3 پروژه عمده در اين بخش با حضور كارشناسان ژاپني اجرا شده است. پروژه اول مربوط به افزايش سطح توليد و بهرهبرداري از مزارع برنج با استفاده از سيستمهاي آبياري پيشرفته بوده كه طي سالهاي 1984 تا 1986 اجرا شد.
پروژه دوم يك پروژه 6 ساله بوده كه با حضور 7 كارشناس ژاپني مراكز مهندسي آبياري و زهكشي و مكانيزه كردن زمينهاي كشاورزي در مازندران بود و پروژه اخير هم كه در منطقه هراز و احداث مركز توسعه منابع انساني كشاورزي بوده و در سال 2004 ميلادي با موفقيت به بهرهبرداري رسيد.
v علت حضور شما در چهارمين كنفرانس منطقهاي آسيا و دهمين سمينار بينالمللي مديريت مشاركتي آبياري چيست؟
- دليل عمده شركت من در اين برنامه ارايه مقالهاي است تحت عنوان پيشرفتهاي پروژههاي آبياري و زهكشي در منطقه نيشيتسو گارو و نقش سازمانهاي كشاورزان و دلايل جنبي آن هم تبادل دانش و اطلاعات در جهت مديريت مشاركتي آبياري با كارشناسان و دانشمندان سراسر دنياست.
مقالهاي كه من در اين رويداد ارايه دادم يك بررسي مرحله به مرحله از روند توسعه كشاورزي و مديريت آبياري در منطقه نيشيتسو گارو ژاپن است كه از نظر اقليمي شباهت زيادي به مناطق ساحلي درياي خزر در ايران دارد.
طي 50 سال اخير كشاورزان ژاپني توانستهاند با حمايت دولت و از طريق سازمانهايي موسوم به سازمان كشاورزان با استفاده از تسهيلات و ماشينآلات پيشرفته كشاورزي و آبياري به پيشرفتهاي مطلوبي در بخش مديريت مشاركتي آبياري برسند و هدف من از ارايه اين مقاله معرفي راهكارهاي نوين براي مديريت مشاركتي آبياري در كشورهاي ديگر است.
v شرايط اقليمي مناطق ساحلي درياي خزر را چگونه با شرايط اقليمي ژاپن مقايسه ميكنيد؟
- در مناطق ساحلي درياي خزر 500 هزار هكتار اراضي كشاورزي در دست كشاورزان است و از آنجا كه اين مناطق شرايط آب و هوايي مناسبي برخوردارند برداشت محصولات كشاورزي بويژه برنج در آنها در حد مطلوبي است و كشاورزان ميتوانند با مديريت صحيحي آبياري و تصحيح و يكپارچهسازي اراضي خود به بيشترين سطح توليد با كمترين هزينه برسند و اين شرايط اقليمي شباهت زيادي به منطقه نيشيتسو گارو ژاپن دارد كه توانسته طي يك همكاري منسجم 50 ساله با دولت و كشاورزان مديريت مشاركتي آبياري مطلوبي برسد.
v به نظر شما در مديريت آبياري چه ارگانهايي اهميت دارند؟
- فرايند مديريت آبياري يك فرايند يك سويه نيست كه فقط از سوي دولت اعمال شود بلكه دولت وظيفه دارد فنآوريهاي جديد را به همراه آموزشهاي لازم در اختيار كارشناسان و كشاورزان قرار دهد و پس از آن اين كشاورزان هستند كه نقش كليدي را ايفا ميكنند و تسهيلات و امكانات همه متعلق به كشاورزان است و آنها وظيفه مديريت آبياري و بالا بردن بهرهوري از اين امكانات را بر عهده دارند.
در يك كلام در مديريت مشاركتي آبياري كشاورزان اصليترين ركن محسوب ميشوند به طوري كه بدون همكاري آنها مديريت آبياري محقق نخواهد شد./
خبرنگار: كبري آكيشي
برگرفته از
http://www.iana.ir/gofteguindex.aspx?id=169
آثار هنری فرش ایرانی در ژاپن به نمایش درآمد
آثار هنری فرش ایرانی در ژاپن به نمایش درآمد
آثار هنری فرشهای ایرانی در نمایشگاه کانون فرهنگی خاورمیانه ژاپن واقع در منطقه میتاکا در غرب توکیو به نمایش درآمده است
در این نمایشگاه فرشهای هنری ایرانی بافته شده در کارگاه فرشبافی میری تا روز دوم ماه جولای (11 تیر) برای عموم به نمایش در میآید
در این نمایشگاه علاوه بر 20 فرش ایرانی، و حدود 40 فرش قدیمی مصری به نمایش درآمده است
در حاشیه این نمایشگاه کاتسوهیکو آبه استاد دانشگاه کاناگاوا قرار است که در زمینه پارچههای زربفت در دوران سلسله صفوی سخنرانی کند
"علی سلیمانیه" رییس ایرانی شرکت تجاری "چیودا" یکی از مبتکران این نمایشگاه و یوشیماسا چیونوبو باستان شناس ژاپنی هم از دیگر کسانی هستند که قرار است در حاشیه این نمایشگاه سخنرانی کند
سلیمانیه قرار است که در زمینه فرش و محیط زیستی ایران و چینوبو هم بنا است که درباره تاریخ و سنت استفاده از پارچه در ایران سخنرانی کنند
سال گذشته هم در ژاپن فرشهای ایرانی بافته شده در کارگاه فرشبافی میری در ژاپن به نمایش درآمده بود
در این نمایشگاه فرشهایی که در سالهای اخیر اما با طرح و روشهای قدیمی بافته شده، برای مقایسه با فرشهای اصل قدیمی به نمایش گذاشته شده بود
کارگاه میری در زمره کارگاههای مشهور و تاریخی فرشبافی ایران قرار دارد که در تهران واقع شده و قدمت آنها به حدود دویست سال میرسد
در ژاپن فرشهای بافته شده کارگاه میری در چارچوب کتابی به نام "جهان فرشهای با شکوه ایرانی" معرفی شده است
این کتاب فرش ایرانی، در 247 صفحه به دو زبان ژاپنی و انگلیسی به چاپ رسیده است
http://www.parstradeshow.com/newsdetail.aspx?NId=319
یانگوم، هانیکو و اوشین در غیاب قهرمان وطنی
درخشیدن مجموعههای شرقی در تلویزیون ایران و ارتباط برقرار کردن مخاطب با قهرمانانی چون یانگوم، هانیکو و اوشین بیش از پیش جالی خالی یک قهرمان ایرانی را در این فهرست برجسته میکند.
پخش مجموعه کُره ای "جواهری در قصر" از سیمای جمهوری اسلامی و مورد توجه قرار گرفتن آن از سوی مخاطبان ایرانی که هر جمعه شب این مجموعه را به شدت پیگیری می کنند، مرور مجموعه های شرقی را که از سال های پس از انقلاب از تلویزیون پخش و با استقبال خوب مخاطب رو به رو شده اند، به نوعی یادآور می شود.
هنوز خاطره مجموعه "سال های دور از خانه" و شخصیت محوری اوشین که با تحمل مصائب و مشکلات عدیده، گوشه ای از زندگی ملموس ژاپنی را برجسته می کرد، از یاد مخاطب نرفته که هر هفته با توجه به محدودیت شبکه های تلویزیونی، همه را پای تلویزیون می نشاند. مجموعه ای که با محور قرار دادن سه مقطع سنی کودکی، جوانی و پیری این کاراکتر با بذل توجه مسئولان صدا و سیما عاری از هر گونه انحراف اخلاقی و بدآموزی شد و عنوان اصلی مجموعه را هم تغییر داد. طوری که حتی مسئولان تلویزیون ژاپن را به تقدیر از ایران برای بدل کردن این مجموعه به سریالی اخلاقی واداشت.
شاید بتوان استقبال از مجموعه "سال های دور از خانه" و محبوبیت این کاراکتر را به محدود بودن شبکه های سیما به دو کانال نسبت داد، ولی چند سال بعد مجموعه "داستان زندگی" با محوریت کاراکتر هانیکو روی آنتن رفت که توانست مخاطب زیادی را به خود جلب کند و هنوز هم پس از گذر سالیان در ذهن اکثریت باقی بماند. هنوز هم مردم آن دخترک سر به هوا و عجول (خصلت عمومی اکثر ژاپنی ها) را به یاد می آورند که چگونه بر سر دوراهی انتخاب با درگیری های خاصی که داشت، در هر قسمت دچار مسائلی خاص می شد و در این میان مناسبات خاص ژاپنی ها هم مورد توجه قرار می گرفت.
مجموعه "از سرزمین شمالی" با محوریت مقطع زمانی معاصر ژاپن و اختلاف بین یک پدر و مادر که موجب جداافتادگی فرزندان آنها و شرایط بحرانی می شود، "جنگجویان کوهستان" با حضور کاراکترهایی با قدرت های فانتزی و ... نهایتاً مجموعه در حال پخش "جواهری در قصر" که به شیوه اسلاف خود مرارت های پیش روی یک دختر جوان و پر تلاش را برجسته می کند، نمونه های قابل استناد هستند.
این مرور کوتاه نشان می دهد که مجموعه های شرقی با تکیه بر جزئیات فرهنگ و مناسبات شرقی در کشورهایی چون ژاپن، چین، کره و ... همچنین محور قرار دادن قهرمان دختر جوانی که با تلاش مسیرهای پر از مانع را طی می کند به عنوان مولفه های اصلی توانسته اند مخاطب ایرانی را جلب کنند. به خصوص امروز که شبکه های متعدد داخلی در حال پخش آثار متنوع داخلی و خارجی هستند، رویکرد مخاطب به این نوع مجموعه ها رنگی از انتخاب می گیرد به جای اجبار.
به این ترتیب می توان این نکته را مطرح کرد که وقتی چنین آثاری مورد توجه قرار گرفته و جای خاص خود را بین مخاطب پیدا می کنند و مورد توصیه زبان به زبان قرار می گیرند، چرا مجموعه های تلویزیونی وطنی کمتر مورد چنین اقبال و توفیقی قرار می گیرند و چرا برای ساخت چنین مجموعه های زندگینامه ای که با مناسبات، فرهنگ و جزئیات زندگی های مردمی سر و کار داشته و اغلب موضوعاتی ساده و در عین حال ملموس دارد، برنامه ریزی نمی شود؟
می توان از استقبال خوب مخاطب از مجموعه های ایرانی چون "نرگس"، "زیر تیغ" و برخی مجموعه های طنز مثال زد، ولی واقعیت این است که مجموعه های ایرانی این روزها هر چه بیشتر به سمت و سوی انتخاب مضامین پیچیده، دور از جریال عادی زندگی ... و هر چه بیشتر خاص شدن پیش می روند و در این میان آنچه فراموش می شود، مخاطب و سلیقه اوست.
انتخاب مقاطع تاریخی، استناد به تاریخ مستند و داستان های پرپیچ و خم از نقاط برجسته مجموعه های تلویزیونی ایرانی است که با اوج گرفتن خود به نوعی ارتباط بی واسطه مخاطب را با هسته اصلی مجموعه، همذات پنداری با شخصیت ها و در واقع قهرمان پروری بازمی دارد و این گونه است که قهرمان و کاراکتر مورد علاقه خانواده های ایرانی یانگوم، هانیکو، اوشین و ... می شوند تا معادل های وطنی.
این ارزیابی نکته دیگری را هم برجسته می کند که به نوعی بازمی گردد به تحلیلی که ما از سلیقه مخاطب در ذهن داریم. عادت کرده ایم وقتی مجموعه های وطنی آن گونه که باید مورد توجه مخاطب قرار نمی گیرند، قبل از هر چیز به تکراری بودن و عام بودن سوژه ها تکیه کنیم و اینگونه بیندیشیم که مثلاً اگر درباره انرژی هسته ای حرف بزنیمو اثر بسازیم ، به روز هستیم و در غیر این صورت موضوعات کهنه است که مخاطب مجموعه های ایرانی را می ریزاند!
اما وقتی به همین مجموعه های شرقی پرمخاطب دقت می کنیم، متوجه می شویم که اتفاقاً سوژه اولیه همه آنها بسیار عام و حتی کلیشه ای است و این نوعِ پرداخت است که آنها را به نوعی تازه و جذاب می کند. جذابیتی که حتی شعارهای رو این مجموعه ها و خصوصیات اخلاقی بسیار اغراق شده را تحت تأثیر و آنها را مورد توجه قرار می دهد. البته همین وجه رنگ آمیزی چنین مضامین تکراری و عام با فرهنگ و سنت پررمز و راز شرقی در هر کشور و تأثیرگذاری آن، نقشی مهم در تغییر زاویه نگاه به این سوژه ها و تازه نمایی دارد.
این گونه است که مثلاً می بینیم یک مجموعه وطنی با کلی وقت برای نگارش و تحقیق، اختصاص زمان زیادی به پیش تولید، تولید و پس تولید و هزاران مولفه جذابیت زای دیگر آنگونه که باید بین مخاطب جا باز نمی کند، در حالی که مدعی بسیاری از اولین ها در نوع خود است.
به نظر می آید مجموعه سازان ایرانی بیش از رویکرد به مضامین داغ، نو و مهیج به یک فاکتور مهم نیاز دارند که برخی از آن فاصله گرفته اند: صداقت در نگاه به کاراکترها، مضامین و اصلاً صداقت در برخورد با مخاطب. تصنع و تظاهر مولفه های بازدارنده ای هستند که مخاطب خیلی زود از لایه های زیرین یک اثر آنها را بیرون می کشد و ارتباطش کلاً با مجموعه کار قطع می شود
http://www.havades.ir/Print.asp?nid=1082
نگاهی به ساختمان جدید سفارت ایران در ژاپن
ساختمان سفارت دریکی از بهترین مناطق مسکونی در مرکز توکیو قرار دارد.این منطقه یکی از مناطقی است که سفارتخانه های کشورهای مختلفی در آن متمرکز هستند. سایت سفارت در نبش دو خیابان باریک قرار دارد که بار ترافیکی زیادی ندارند.
ساختمان سفارت ایران در توکیو ازترکیب یک مکعب مستطیل که یک ضلع بلند آن دارای انحناءای به سمت داخل مستطیل با شعاع بسیار بزرگ ویک دیوار منحنی شکل است که از درون مکعب بیرون آمده است . فضای که میان دیوارمنحنی و مکعب مستطیل درست شده است تبدیل به یک آتریوم بزرگ شده است که از طبقه زیر زمین تا طبقه دوم ساختمان ادامه دارد. سقف این آتریوم شیشه ای است که با استفاده از سازه کششی نگاه داشته شده است و آتریوم را بصورت گلخانه ای باز و روشن درآورده است. کاربردهای این آتریوم مکانی برای پذیرایی رسمی و ورودی رسمی سفارت خانه است. مکعب مستطیل قسمت های اداری را درخود جای داده است. ساختمان از لحاظ سیستم کاربردی بسیار ساده و روشن است. از دیگر نقاط برجسته این ساختمان که آن را از دیگر ساختمان های هم سنخ خود برتر می سازد. این است که زین الدین سعی کرده است تا تصور امنیتی و بسته بود ساختمان را از بین برده و ساختمانی باز را طراحی کند. ضلع شمالی ساختمان که مشرف به پارکینگ سفارت است بطور تقریبا کامل از شیشه ساخته شده است. و هرچند که به راحتی نمی توان تا نزدیکی آن رفت، ولی می توان از دور فعالیت کارمندان سفارت را دید و بدین وسیله ارتباطی دیداری میان اهالی محل و کارمندان ایجاد می شود.
زین الدین در توضیح مفهوم کلی (concept) این پروژه اینگونه می گوید.
معماری وسیله است که با آن فرهنگ به تصویر کشیده می شود. نهضت معماری از گذشته آغاز و تا آینده ادامه دارد و تاثیر گذار بر فرهنگ های مختلف است.
سابقه تاریخی روابط دیپلماتیک مدرن قدمت چندانی ندارد ولی اصول ساختمان هایی که برای فعالیت های دیپلماتیک ساخته می شود بسیار تغییر کرده است. در اوایل قرن 20 میلادی سفارتخانه یک کشور در خارج مکانی برای معرفی آن کشور بود. ولی امروزه ساختمان سفارت دلیلی بر ارزش انسانی، وسیله ای برای نشان دادن دیدگاه کشور دربرابر توسعه جهانی در روابط بین المللی است. بنابراین با آرزوی اینکه رابطه میان کشور میزبان و مهمان هرچه بهتر بشود، بهتر است تا در طراحی سفارتخانه ها از عنصرهای معماری هر دو کشور استفاده شود.
ایجاد توازن میان عنصرهای معماری ایرانی و توکیو به عنوان سایت موضوع اصلی این ساختمان است. و با استفاده از مصالحو تکنولوژی که با شرایط جغرافیایی ژاپن هماهنگ است عنصرهای ساده شده معماری ایرانی به اجرا درآمده است.
در این ساختمان تلاش شده است تا عنصرهای ایرانی، مانند حیاط مرکزی و یا سطح دیوارهای بزرگ استفاده شود. حیاط مرکزی در نقش درای اریا (dry area) وظیفه نورگیری ساختمان را به عهده دارد. دیوار منحنی شکل دراین ساختمان به یادآورنده دیوارهای خشتی در معماری ایرانی است.
درجهت یکی از سیاست های خارجی ایران که تلاش برای نشان دادن شفافیت ایران و ایجاد حس نزدیکی به ایران در ملت میزبان است، شفافیت ساختمان هم یکی دیگر از موضوعات این ساختمان بود. ولی با توجه به شرایط خواص امنیتی سفارتخانه که نیازمند سیسمتم امنیتی پیچیده ای است، ایجاد هم زمان شفافیت و امنیت در این ساختمان یکی از اهداف این پروژه بود. برای برقراری امنیت لازم در این ساختمان از کمترین تعداد پنجره ها در طبقات پایینی ساختمان استفاده شده است. و نورگیری ساختمان از طریق تاپ لایت ( top light ) آتریوم ( atrium ) و درای اریا(dry area) انجام می شود.
( ترجمه است از زبان ژاپنی به فارسی از مجله Contemporary Architecture Vol.59 April 2005 . و چون اصل این مطلب از فارسی و یا انگلیسی به ژاپنی ترجمه شده و از روی آن دوباره به فارسی برگردانده می شود احتمال اینکه منظور نویسنده به خوبی بیان نشده باشد وجود دارد که در اینجا از این بابت پیشاپیش عذر می خواهم )
همانطور مهندس زین الدین در توضیح مفهوم کلی سفارت بر این نکته اشاره دارد، هدف از این ساختمان معرفی فرهنگ ایرانی نیست. شما با دیدن این ساختمان نمی توانید ارتباط این ساختمان و ایران را درک کنید و تا توضیح مهندس زین الدین را نخوانید نمی توانید رابطه دیوار منحنی و درای اریا را با معماری ایرانی درک کنید. زیرا که این دو عنصر کاملا در ادبیات مدرن این ساختمان حل شده اند. از این جهت می توان گفت که معمار در به تصویر کشیدن مفهوم مورد نظر خود موفق بوده است و این یک پروژه موفقی است. این موضوع به نظر من یک نقطه قوت این ساختمان است. هرچند من به شخصه با این پیش فرض که لازومی ندارد ساختمان سفارت نماینده ای از فرهنگ ایرانی باشد موافق نیستم ولی این سلیقه شخصی من است و سلیقه مهندس زین الدین چیز دیگر و قابل احترام . و نکته مهم در اینجاست که زین الدین با مهارت فراوان توانسته است مفهومی را که خواسته در این ساختمان به نمایش بگذارد.
ولی چیزی در این ساختمان مرا آزار می دهد، این است که نه تنها هویت ایرانی سفارت در این ساختمان دیده نمی شود بلکه هویت معمار را هم در این ساختمان نمی توان تشخیص داد. چرا که ساختمانی که ساخته شده است در عمل هیچ تفاوتی با دیگر ساختمان های ژاپنی از این دست ندارد. به خصوص اینکه شباهت بسیار زیاد با دیگر ساختمان های شرکت نی هون سکه دارد. شاید یکی از دلایل این شباهت بسیار زیاد این باشد که احتمالا طراحی فاز دو به بعد ساختمان را بیشتر همکاران ژاپنی مهندس زین الدین انجام داده اند. و استفاده از جزئیات ( detail ) ها و مصالح رایج در ژاپن این شباهت را بیشتر کرده باشد ( احتمالا این یک امر اجتناب ناپذیر در معماری در خارج از کشور است ). این عوامل باعث شده اند که هویت معمار و پشوانه او دیده نشود و همه محاسن و ویژگی های معمار در پشت آرایشی ژاپنی گم شود و قابل تشخیص نباشد و این جای افسوس و صد افسوس است که این گونه کار مهندس زین الدین در میان هزاران ساختمان دیگر ژاپنی گم شده و نمی تواند برجستگی های خود را به نمایش بگذارد. شاهدی بر سختی اجرا در خارج از کشور است.
برگرفته از
http://meysammasoumi.blogfa.com/post-17.aspx
Sunday, August 26, 2007
مارهای ادبی ایران و ژاپن

مارهای ادبی ایران و ژاپن | این مارها هرکدام نماد یک مفهوم و حرکت هستند. گاهی نماد انسان های موذی و شرور هستند و گاهی نماد سکوت و بی تحرکی. در بعضی موارد کینه ورزی را تداعی می کنند و در بعضی موارد سمبل نرمی، پیچ خوردگی و فریبندگی هستند. |
وقتی کلمه مار را می شنوید یا می خوانید یاد چه می افتید؟ شاید یاد مارهای هندی بیفتید . همانجا که آزمایش «مارناگ» را برای بیگناهی مدعیان انجام می دهند. همانجا که صادق هدایت هم برای تشخیص شوهر اصلی «بوگام داسی» مجبور شده بود در بمبئی بین پدر و عموی راوی بوف کور همین آزمایش را به کار ببرد و از آن نتیجه یی عکس گرفته بود.
«عوض فریاد اضطراب انگیز، یک ناله مخلوط با خنده چندشناکی بلند می شود، یک فریاد دیوانه وار» عموی راوی بوف کور از اتاق «مارناگ» بیرون می آید، با صورتی پیر و شکسته و از شدت وحشت موهای سرش سفید می شوند. البته این آزمایش فقط مخصوص هندی ها نبوده، ژاپنی ها هم از این نوع آزمایش ها دارند.
شاید هم اصلاً یاد مارهای سردوش ضحاک بیفتید یا مارهایی که عصای موسی بدل به آنها شده بود. از این مارها زیادند. شما هم ممکن است یاد هرکدام از این مارها بیفتید. غیر از هدایت هم که در بوف کور به یاد مارهای جورواجور می افتد و از آنها استفاده می کند خیلی از نویسندگان دیگر هم از این مارها استفاده کرده اند. غلامحسین ساعدی، عباس معروفی، شهریار مندنی پور، محمد محمدعلی، احمد شاملو، فروغ، فریدون مشیری و سهراب سپهری از آن نویسندگان و شاعرانی هستند که کم از مار استفاده کرده اند.
این مارها هرکدام نماد یک مفهوم و حرکت هستند. گاهی نماد انسان های موذی و شرور هستند و گاهی نماد سکوت و بی تحرکی. در بعضی موارد کینه ورزی را تداعی می کنند و در بعضی موارد سمبل نرمی، پیچ خوردگی و فریبندگی هستند. «ناهوکو تاواراتانی» در کتاب «ادبیات تطبیقی مار و کاج» به بررسی سمبل های مار و کاج در ادبیات فارسی و ژاپنی پرداخته. این جنبه های سمبلیک مار که در ادبیات فارسی وجود دارد کم و بیش نیز در ادبیات ژاپنی مصداق دارد و شباهت های فراوانی بین مارهای هر دو سرزمین هست.
در ادبیات معاصر ژاپنی هم این مارها سمبل شومی، شرارت و حیله گری هستند. موجوداتی ترس آور به شمار می آیند که دست از کینه ورزی نمی کشند. از طرف دیگر همان نرمی، لطافت و پیچ و تاب خوردگی که در داستان های معاصر فارسی برای مار در نظر گرفته شده در داستان های ژاپنی نیز به چشم می خورد. اصلاً مار در ادبیات هر دو ملت هم به معنای زندگی و زایندگی است و هم به معنای مرگ و میراندن.
تاواراتانی کوشیده در کار تطبیق نمونه های ادبیات دو ملت، اثر مهمی را از قلم نیندازد. با این حال نمونه هایی را نیز فراموش کرده. همین سفید شدن مو و پیر و شکسته شدن صورت که در بوف کور پیش می آید در رمان «جای خالی سلوچ» نیز اتفاق می افتد.
عباس، پسر مرگان در صحرا با شتری به نام لوک مست درگیر می شود و برای نجات جانش خود را به چاه می اندازد. آنجا سروکارش با دو مار می افتد و همان بلایی که سر عموی راوی بوف کور آمد سر او هم می آید. «جای خالی سلوچ» از نمونه هایی است که تاواراتانی به آن توجهی نکرده و در عوض از آثاری مثال آورده که خیلی گذرا به مساله مار در بافت داستانی آنها پرداخته شده.
از سوی دیگر کتاب بیشتر شکل یک مواد خام را دارد که آماده برای تحقیقی ژرف تر است.بخش دوم کتاب به «درخت کاج» اختصاص دارد. در متون کلاسیک فارسی، کاج و صنوبر و سرو سمبل های مشترک هستند. خط مستقیم بالارونده تصویر مشترک این سه درخت است که نمادی از جاودانگی، استواری و قامت بلند به حساب می آیند.
البته این تصویرها بیشتر مربوط به دورانی است که قصیده صدر جدول شعر فارسی بوده. وقتی غزل رونق گرفت این درختان هم سمبل های جدیدی شدند برای نرمی، ظرافت و خوش اندامی. شاید کمتر تابلوی مینیاتوری یی بتوان یافت که در آن سرو و جوی و زنی ناهید چهره در آن نباشد. در ادبیات کلاسیک ژاپنی نیز این تصویر پایداری برای درخت کاج وجود دارد ولی از سرو در متون کلاسیک ژاپنی چندان استقبال نشد. ظاهراً یکی از دلایل آن این بوده که سرو کمتر در محیط زندگی چشم بادامی ها حضور داشته و بیشتر در کوهستان ها آن هم به صورت خودرو بالا می آمده.
اما در شعر و داستان معاصر فارسی درخت کاج دیگر آن نقش کلاسیک خود را ندارد. اگر هدایت در «سه قطره خون» از این درخت زیاد نام می برد اصلاً نماد جاودانگی و قامت بلند نیست. او از این درخت به عنوان نمادی از مرگ و جنون یاد می کند.
از طرف دیگر درخت کاج در شعر معاصر هم تغییر نقش داده. کاج در این شعرهای معاصر بیشتر در صحنه های شبانه تصویر شده تا روزانه و سمبل مرگ و بی حاصلی بوده. شاملو می گوید؛ «گر بدین سان زیست باید پست/ من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم/ بر بلند کاج خشک کوچه بن بست.»در ادبیات تطبیقی یکی از مقولات مهم ریشه شناسی بحث هایی است که مطرح می شود. پژوهشگر در این نوع از ادبیات مساله را تا آنجا می کاود که نخستین کاربردهای یک موضوع را به مخاطب نشان دهد.
با این حال این مساله در «ادبیات تطبیقی مار و کاج» کمتر به چشم می خورد. از طرف دیگر بحث تاثیرپذیری و تاثیرگذاری نویسندگان و شاعران نیز در ادبیات تطبیقی از نکات محوری است. هرچند در این کتاب ظاهراً بحث این نبوده که چه کسی از چه کسی تاثیر گرفته و نویسنده فقط تلاش کرده شباهت های سمبلیک را در ادبیات دو ملت نشان بدهد
برگرفته از
http://www.aftab.ir/articles/art_culture/issue/c5c1182066791_book_p1.php